تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١

يافت شود ، يعنى تمامى غنايمش را براى خودت به يغما ببر تا غنايم دشمنان خود را كه خداوند خدايت به تو مىدهد ، بخورى . « 1 » 2 . يكى از محققان معاصر ، مجازات بنىقريظه را منكر شده با استناد به پاره‌اى دلايل و قراين ، چنين مجازات سخت از طرف پيامبر را بعيد شمرده است . « 2 » اين سخن گرچه مىتواند نوعى « دفاعيه » در برابر انتقاد بعضى از نويسندگان اروپايى يا حملات تبليغاتى صهيونيستها باشد ، اما چنان‌كه برخى از فضلا در نقد اين نظريه نوشته‌اند ، « 3 » اين دلايل ، نارسا به نظر مىرسد ، به‌ويژه آنكه در اين استدلال به آيهء 26 سورهء « احزاب » كه از وقوع اصل اين حادثه حكايت مىكند ، توجه نشده است . از اين گذشته ، بعد از جنگ احزاب ، درتاريخ ، هيچ اثرى از بنىقريظه به چشم نمىخورد ، درحالىكه اگر قضيه صحت نداشت طبعاً گزارش اوضاع و احوال بعدى آنها منعكس مىشد .

جنگ بنىالمصطلق

در ماه شعبان سال ششم « 4 » به پيامبر اسلام گزارش رسيد كه حارث‌بن‌ابى ضِرار - رئيس بنىالمصطلق ( تيره‌اى از قبيلهء خُزاعه ) - افراد قبيلهء خود و افرادى از عرب آن ناحيه را جهت حمله به مدينه آماده مىكند . پيامبر صلى الله عليه و آله ارتش اسلام را بسيج كرد و تا كنار چاه « مُرَيْسيع » « 1 » در

هامش
( 1 ) . تورات ، ترجمهء وِلْيَم كِلِن قِسّيس اكّسِى ، لندن ، 1327 هجرى ، سِفْر مثنّى ، فصل بيستم . براى آگاهى بيشتر از مدارك سعد در اين حكم ، ر . ك : جعفر سبحانى ، فروغ ابديت ، ج 2 ، ص 154 - 157 ؛ مصطفى حسينى طباطبايى ، خيانت در گزارش تاريخ ، ج 3 ، ص 161 - 173 .
( 2 ) . سيدجعفر شهيدى ، تاريخ تحليلى اسلام تا پايان امويان ( تهران : مركز نشر دانشگاهى ، چ 6 ، 1365 ) ، ص 73 - 75 .
( 3 ) . سيدعلى مير شريفى ، نگرشى كوتاه به غزوهء بنىقريظه ، مجلهء نور علم ، شماره 11 و 13 .
( 4 ) . گروهى از مورخان همچون بلاذرى ، واقدى ، و محمدبن‌سعد اين غزوه را از حوادث سال پنجم مىدانندو به همين جهت آن را پيش از جنگ احزاب نوشته‌اند . برخى قراين ، صحت نظر آنان را تأييد مىكند . ( ر . ك : السيرةالنبوية ، ج 3 ، ص 302 ، پاورقى ؛ وفاءالوفاء ، ج 1 ، ص 314 . )
( 1 ) . به همين مناسبت اين غزوه ، غزوهء « مريسيع » نيز ناميده مىشود .