تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥

5 . طرفين به يكديگر خيانت نخواهند كرد و با دشمن طرف مقابل همكارى نخواهند نمود و اظهار دشمنى نخواهند كرد ؛ « 1 » 6 . پيروى از اسلام ، در مكه آزاد خواهد بود و هيچ‌كس به خاطر پيروى از دين خاصى ، مورد آزار و نكوهش قرار نخواهد گرفت ؛ « 2 » 7 . هركس از اصحاب محمد براى حج يا عمره يا تجارت به مكه برود ، جان و مالش در امان خواهد بود و هركس از قريش در راه سفر به مصر يا شام از مدينه عبور كند ، جان و مالش در امان خواهد بود . « 3 »

پيشگويى پيامبر

پس از توافق بر سر اصول پيمان صلح ، هنگامى كه على عليه السلام به املاى پيامبر ، متن پيمان را مىنوشت ، نمايندهء قريش با نوشتن بسم‌الله الرحمن الرحيم در بالاى پيمان‌نامه ، و نيز نگارش عنوان « رسول‌الله » به دنبال نام پيامبر مخالفت كرد و مذاكره بر سر اين موضوع به طول انجاميد ، و سرانجام رسول خدا بنا به مصالحى كه اين پيمان دربر داشت ، ناگزير موافقت كرد و به على عليه السلام كه از پاك‌كردن عنوان رسول‌الله اكراه داشت ، فرمود : « چنين وضعى براى تو نيز پيش خواهد آمد و ناچار به آن تن خواهى داد . » « 4 » و اين پيشگويى با حذف عنوان « اميرالمؤمنين » از آخر نام

هامش
( 1 ) . متن عربى اين بند از پيمان چنين است : لا إسلال و لا إغلال و ان بيننا و بينهم عيبة مكفوفة . إسلال به معناى سرقت پنهانى ، حمايت و پشتيبانى از كسى بر ضد كسى و نيز به معناى شبيخون است . ( ابن‌اثير ، النهاية فى غريب الحديث والأثر ، ج 2 ، ص 392 ، مادهء سل . ) بر حسب قراين ، در اينجا معناى دوم مقصود است ( احمدى ميانجى ، مكاتيب‌الرسول ، ج 1 ، ص 277 ) به همين جهت ( بر خلاف برخى از مورخان معاصر ) آن را سرقت ترجمه نكرديم . !
( 2 ) . طبرسى ، پيشين ، ص 97 ؛ بلاذرى ، پيشين ، ص 350 - 351 ؛ ابن‌هشام ، پيشين ، ص 332 ؛ طبرسى ، اعلام‌الورى ، ص 97 ؛ مجلسى ، بحارالانوار ، ج 20 ، ص 352 ؛ و ر . ك : الطبقات‌الكبرى ، ج 2 ، ص 97 ، 101 ، 102 .
( 3 ) . طبرسى ، اعلام‌الورى ، ص 97 ؛ حلبى ، السيرةالحلبية ، ج 2 ، ص 77 ؛ مجلسى ، بحارالانوار ، ج 20 ، ص 350 و 352 .
( 4 ) . طبرسى ، مجمع‌البيان ، ج 9 ، ص 118 ؛ مجلسى ، پيشين ، ج 20 ، ص 334 ، 350 . براى آگاهى بيشتر دربارهءپيمان صلح حديبيه ر . ك : مكاتيب‌الرسول ، على احمد يميانجى ، ج 1 ، ص 275 و 287 ؛ كتاب وثائق ، تأليف محمد حميدالله ، ترجمهء محمود مهدوى دامغانى ، ( تهران : چاپ و نشر بنياد ، چاپ اول ، 1365 ) ، ص 66 و 68 .