نقد و بررسى
گرچه جزئيات اين قضيه ( مانند تعداد مردان جنگى بنىقريظه يا كسانى كه فرمان قتل را اجرا كردند ) در ميان مورّخان مورد اختلاف است . اما اصل قضيه از قديم در ميان مورخان مشهور و مسلم بوده و هست . در اينجا بد نيست دو نظريه را دربارهء اين حكم ، مورد بررسى قرار دهيم : 1 . بعضى از نويسندگان اروپايى رفتار با بنىقريظه را مورد انتقاد قرار داده آن را وحشيانه و غيرانسانى خواندهاند . « 2 » اما با توجه به جنايات بنىقريظه نمىتوان اين انتقاد را پذيرفت ؛ زيرا آنان تنها به نقض پيمان و اعلام جنگ اكتفا نكردند ، بلكه چنانكه گذشت با عمليات تروريستى در درون مدينه و نيز با تأمين آذوقه و علوفهء مورد نياز سپاه احزاب و در واقع با پشتيبانى مالى آنها عملًا وارد جنگ شدند و مىدانيم كه اينگونه اقدامات در مواقع جنگ در ميان هيچ يك از ملتها قابل گذشت نيست و عاملان آن به شدّت مجازات مىشوند . به علاوه پيامبر اسلام مىتوانست به استناد پيمانى كه با آنان داشت آنان را مجازات كند ، اما در برابر خواهش اوسيان ، از باب ارفاق ، حكميت سعد را پيشنهاد كرد و اين پيشنهاد مورد قبول اوسيان و بنىقريظه قرار گرفت ، ديگر جاى اعتراضى باقى نمىماند . از اين گذشته ، اين سؤال مطرح است كه آيا نرمش و گذشت در كجا و در مورد چه كسانى شايسته است ؟ آياكسانى كه از انسانيت تنها صورت انسانى را دارند ، اما ارزشهاى انسانى را