جنگ در ماه شوّال يكسره نمىشد ، ناگزير بودند جنگ را سهماه متوالى تعطيل كنند . « 1 » از اينرو تصميم گرفتند به هر قيمت شده بنبست جنگ را بشكنند . بر اين اساس ، پنج نفر از قهرمانان لشكر احزاب ، اسبهاى خود را به حركت درآورده از نقطهء تنگ و باريكى به جانب ديگر خندق پريدند « 2 » و براى جنگ تن به تن هماورد خواستند ؛ يكى از آنان قهرمان نامدار و دلاور معروف عرب ، عمروبنعبدوَد بود كه به « شهسوار قريش » و « شهسواريليل » شهرت داشت . « 3 » او پس از عبور از خندق فرياد « هل من مبارز » سر داد ، اما هيچ يك از مسلمانان آمادهء مقابله با او نشد . « 4 » اين كار چند بار تكرار شد و هر بار تنها على عليه السلام برمىخاست و از پيامبر اجازهء جنگ مىخواست . سرانجام على عليه السلام با اجازهء پيامبر به سوى عمرو شتافت . پيامبر فرمود : « تمام اسلام در برابر تمام شرك و كفر قرار گرفته است . » « 5 » على عليه السلام در يك جنگ تنبهتن قهرمانانه ، عمرو را به هلاكت رساند . با كشتهشدن عمرو ، چهار جنگاور ديگر كه همراه او از خندق عبور كرده و منتظر نتيجهء نبرد على عليه السلام با وى بودند ، پا به فرار گذاشتند ! و يكى از آنان با اسب در خندق سقوط كرد و توسط مسلمانان كشته شد . « 6 » پيامبر اسلام به مناسبت اين شجاعت بزرگ على عليه السلام به او فرمود : اگر اين كار تو را امروز با اعمال همهء امت من مقايسه كنند ، بر آنها برترى خواهد داشت ،
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 255
مساهمون: مهدى پيشوايى
ص٢٥٥
هامش
( 1 ) . محمد حميدالله ، رسول اكرم در ميدان جنگ ، ترجمهء سيدغلامرضا سعيدى ، ص 128 .
( 2 ) . ابنسعد ، پيشين ، ج 2 ، ص 68 ؛ واقدى ، پيشين ، ج 2 ، ص 470 ؛ طبرى ، پيشين ، ج 3 ، ص 48 ؛ شيخ مفيد ، الارشاد ( قم : المؤتمر العالمى لألفية الشيخ المفيد ، ط 1 ، 1413 ه . ق ) ، ص 97 ؛ مجلسى ، پيشين ، ج 20 ، ص 203 .
( 3 ) . او چون در سرزمينى به نام « يليل » به تنهايى بر يك گروه دشمن پيروز شده بود ، بدين نام شهرت يافتهبود ( بحارالانوار ، ج 20 ، ص 203 ) او درجنگ بدر زخمى شده بود و به همين علت در جنگ احد حضور نداشت و اينك كه پس از سه سال در جنگ خندق حضور يافته بود ، خود را با نشانى ، مشخص ساخته بود تاجلب توجه كند . ( ابنهشام ، السيرة النبوية ، ج 3 ، ص 235 ؛ طبرى ، تاريخالأمم والملوك ، ج 3 ، ص 48 ؛ ابناثير ، الكاملفى التاريخ ، ج 2 ، ص 181 . )
( 4 ) . واقدى ، پيشين ، ج 2 ، ص 470 ؛ ابنابىالحديد ، شرح نهجالبلاغه ، تحقيق : محمد ابوالفضل ابراهيم ( دار احياء الكتب العربية ، 1964 م ) ، ج 13 ، ص 291 و ج 19 ، ص 63 ؛ مجلسى ، بحارالانوار ، ج 20 ، ص 203 .
( 5 ) . برز الاسلام كلّه إلى الشرك كلّه . ( ابنابىالحديد ، پيشين ، ج 19 ، ص 61 ؛ مجلسى ، پيشين ، ج 20 ، ص 215 . )
( 6 ) . بلاذرى ، پيشين ، ج 1 ، ص 345 ؛ محمدبنسعد ، پيشين ، ج 2 ، ص 68 ؛ ابنهشام ، پيشين ، ج 3 ، ص 236 ؛ طبرى ، پيشين ، ج 3 ، ص 48 ؛ سمهودى ، پيشين ، ج 1 ، ص 303 .