عوامل ناكامى سپاه احزاب
1 . ايجاد اختلاف ميان بنىقريظه و سپاه احزاب
نُعَيْمبنمسعود ، يكى از افراد قبيلهء غطفان بود كه به تازگى مسلمان شده بود . او با كسب اجازه از پيامبر كه حيله در جنگ را روا شمرد ، « 1 » پس از ديدار با بنىقريظه و جلب اطمينان آنان به واسطهء سوابق دوستى كه با آنها داشت ، آنان را به خاطر نقض پيمان سرزنش كرد و گفت : وضع شما با سپاه قريش متفاوت است . اگر جنگ به جايى نرسد ، آنها به موطن خود برمىگردند ، اما شما جايى نداريد كه برويد و اگر جنگ ناتمام بماند ، مسلمانان شما را نابود مىكنند . آنگاه پيشنهاد كرد كه چند تن از فرماندهان سپاه احزاب را به صورت گروگان و عامل تضمين ادامهء جنگ تحويل بگيرند و تا آخر جنگ نگه دارند . سپس اين موضوع را بهعنوان راز نظامى و تصميم نهانى بنىقريظه به سران قريش و قبيلهء خويش ، غطفان اطلاع داد و اظهار داشت كه بنىقريظه تصميم دارند افرادى را با اين بهانه از شما تحويل گرفته و به نشانهء حسن نيّت و جبران گذشتهها به [ حضرت ] محمد تحويل دهند ! آنگاه به آنها هشدار داد كه چنين پيشنهادى را نپذيرند ! اين نقشه گرفت و بدبينى و اختلاف در ميان اين دو گروه پديد آمد و جبههء متحد احزاب از درون متزلزل شد . « 2 »