بلكه عامل شكست آنها كشتهشدن پرچمدارانشان بود كه نه نفر از آنها به دست تواناى على عليه السلام به هلاكت رسيدند « 1 » و در اثر سقوط پىدرپى پرچم ، روحيهء خود را از دست داده پا به فرار گذاشتند . « 2 » على عليه السلام بعدها روى اين موضوع تكيه مىكرد . چنانكه در شوراى شش نفرى كه پس از قتل عمر ، براى انتخاب خليفهء بعدى تشكيل شده بود ، اين موضوع را جزء سوابق درخشان خود ياد كرد كه مورد تأييد اعضاى شورا قرار گرفت . « 3 » پس از كشتهشدن پرچمداران قريش ، صفوف سپاه شرك بههم ريخت و روبه فرار گذاشتند . مسلمانان در حال تعقيب آنان سرگرم جمعآورى غنايم از ميدان جنگ شدند . اكثر تيراندازان با مشاهدهء اين صحنه به طمع جمعآورى غنائم سنگر خود را رها كردند و به اين پندار كه جنگ خاتمه يافته به اخطار و تأكيد عبداللهبنجبير در مورد فرمان پيامبر اسلام توجه نكردند . « 4 »
پيروزى مشركان
تخلف تيراندازان باعث شد كه وضع جنگ عوض شود ؛ زيرا خالدبنوليد با دويست سوار به آن نقطه حمله كرد و عبداللهبنجبير را با حدود ده نفر باقى مانده به شهادت رسانيد و از پشت جبهه به مسلمانان حمله كرد . از طرف ديگر عَمْرة - دختر عَلْقَمَه و يكى از زنان قريش كه در ميدان جنگ حضور داشتند - پرچم را از زمين برداشت و به اهتزاز در آورد . « 5 » قريش با مشاهدهء حملهء خالد و