را براى تشويق سربازان در ميدان جنگ همراه بردند . « 1 » پيامبر اسلام از طريق گزارش محرمانهء عمويش عباس از مكه ، از تصميم قريش آگاه شد « 2 » و با تشكيل شوراى نظامى ، در مورد چگونگى مقابله با دشمن ، از مسلمانان نظرخواهى كرد . عبداللهبنابىّ و برخى از بزرگان انصار و نيز برخى از شخصيتهاى مهاجر چون حمزه ، خواهان رويارويى با دشمن در بيرون شهر بودند و ماندن در شهر را موجب جرأت دشمن ، نشانهء ضعف و ناتوانى مسلمانان ، و با قدرتنمايى ارتش اسلام در جنگ بدر نامتناسب مىدانستند . « 3 » سرانجام پيامبر اسلام ، نظريهء اين گروه پرشور و شجاع را پذيرفت و با هزار نفر « 4 » به سمت كوه احد « 5 » حركت كرد . در بين راه ، عبداللهبنابى به بهانهء اين كه پيامبر ، تسليم نظريهء جوانان شده و نظريهء او را ناديده گرفته « 6 » و نيز به اين دستاويز كه جنگى نخواهد شد ، « 7 » با سىصد نفر به مدينه بازگشت . پيامبر ، ارتش اسلام را كه به هفتصد نفر تقليل يافته بود ، « 8 » در دامنهء كوه احد مستقر
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 237
مساهمون: مهدى پيشوايى
ص٢٣٧
هامش
( 1 ) . واقدى ، پيشين ، ص 202 - 203 ؛ ابنسعد ، پيشين ، ص 37 ؛ ابنهشام ، پيشين ، ج 3 ، ص 66 .
( 2 ) . واقدى ، پيشين ، ص 204 و 206 ؛ ابنابىالحديد ، پيشين ، ج 14 ، ص 27 . بنا به نقلى ، قبيلهء خزاعه كهدوستدار پيامبر اسلام و مسلمانان بودند ، اين موضوع را به پيامبر گزارش كردند ( ابنابىالحديد ، پيشين ، ص 218 ) و ممكن است از هر دو طريق گزارش رسيده باشد .
( 3 ) . واقدى ، پيشين ، ص 210 ، 212 و 213 ؛ ابنهشام ، پيشين ، ج 3 ، ص 67 ؛ ابنسعد ، پيشين ، ص 38 .
( 4 ) . ابن شهرآشوب ، مناقب آل ابى طالب ( قم : المطبعة العلمية ) ، ج 1 ، ص 191 ؛ مجلسى ، پيشين ، ج 20 ص 117 .
( 5 ) . كوه احد در سمت شمال مدينه قرار دارد . به علت موانع طبيعى در سمت جنوب ، دشمن نمىتوانست از آن سمت وارد مدينه شود و ناگزير بود شهر را دور زده از سمت شمال حمله كند . ( محمد حميدالله ، رسول اكرم در ميدان جنگ ، ترجمهء سيدغلامرضا سعيدى ( تهران : كانون انتشارات محمدى ، 1363 ه . ش ) ، ص 79 - 85 . )
( 6 ) . واقدى ، پيشين ، ج 1 ، ص 219 ؛ ابنسعد ، پيشين ، ج 2 ، ص 39 ؛ ابنهشام ، پيشين ، ج 3 ، ص 68 .
( 7 ) . آلعمران ( 3 ) : 167 ؛ واقدى ، پيشين ، ص 219 ؛ طبرسى ، مجمعالبيان ( شركة المعارف الاسلامية ، 1379 ه . ق ) ، ج 2 ، ص 533 .
( 8 ) . طبرسى ، اعلامالورى ، ( تهران : دارالكتب الاسلامية ، ط 3 ) ، ص 80 ؛ ابو سعيد واعظ خرگوشى ، شرفالنبى ، ترجمهء نجمالدين محمد رواندى ( تهران : انتشارات بابك ، 1361 ه . ش ) ، ص 345 ؛ حلبى ، السيرةالحلبية ( انسان العيون ) ( بيروت : دارالمعرفة ) ، ج 2 ، ص 494 ؛ ابنهشام ، پيشين ، ص 70 .