بنىقينقاع شجاعترين يهود به شمار مىرفتند « 1 » و چنانكه از سخنانشان استفاده مىشود ، گويا به قدرت و امكانات خود مغرور بودند . شايد به پشتيبانى متحدان خود از خزرج و بنىعَوف « 2 » نيز دلگرم بودند ، اما ديديم كه خزرجىها نتوانستند بيش از وساطت در جهت تخفيف مجازاتشان كارى انجام دهند . « 3 » عُبادةبنصامت عوفى نيز از آنها تبرّى جست . « 4 » از طرف ديگر دو قبيلهء يهودى بنىنضير و بنىقُريظه ، متحد قبلى اوسىها بودند و گويا به همين جهت به كمك بنىقينقاع نشتافتند و شايد سعدبنمعاذ - رئيس اوس - در جلوگيرى از مداخلهء آنان در اين بحران ، نقش داشته است . درهرحال ، تبعيد اين قبيله از مدينه اين فايده را براى مسلمانان داشت كه هم قدرت اين سه قبيله تجزيه شد و هم هشدارى بود به بقيهء يهود مدينه كه اشتباه آنان را تكرار نكنند ! .
ازدواج على عليه السلام با فاطمهء زهرا عليها السلام
پس از پيروزى مسلمانان در جنگ بدر كه مايهء عزّت و سرفرازى مسلمانان گرديد ، رويداد فرخندهء ديگرى در منزل حضرت محمد صلى الله عليه و آله اتفاق افتاد و آن ازدواج على عليه السلام با فاطمه عليها السلام ، دختر آن حضرت بود . « 5 » فاطمه عليها السلام ، هم به لحاظ موقعيت ، احترام و قداست خاص پيامبر ، و هم به لحاظ شايستگى ، فضيلت و شخصيت ممتاز خود ، خواستگاران متعددى داشت . چند تن از ياران سرشناس پيامبر كه برخى از آنان از ثروتمندان بودند ، از او خواستگارى كردند ، اما پيامبر موافقت نكرد « 6 » و فرمود : « منتظر قضاى الهى هستم . » « 7 » آنان به على عليه السلام ( كه دستمايهاى نداشت )