نمىدادند ؛ چنانكه حمزه با وساطت شخص بىطرفى ، از جنگ خوددارى كرد . « 1 » با توجه به اين قراين و شواهد ، گويا پيامبر از اين مانورها هدفهاى خاص را تعقيب مىكرد از جمله : 1 . تهديد خط بازرگانى قريش به شام . كاروانهاى بازرگانى مكه ، از نزديكىهاى مدينه ، بين اين شهر و كرانهء درياى سرخ عبور مىكردند و نمىتوانستند بيش از 130 كيلومتر از شهر فاصله بگيرند . « 2 » پيامبر اسلام با اين حركتها مىخواست به قريش تفهيم كند كه اگر بخواهند در مدينه نيز ( همچون مكه ) از آزادى عمل مسلمانان جلوگيرى كنند ، خط بازرگانى آنها در معرض خطر قرار خواهد گرفت و امكان ضبط مالالتجارهء آنها توسط مسلمانان وجود دارد . « 3 » اين تهديد طبعاً براى مشركان مكه كه تجارت براى آنها امرى حياتى بود ، عامل بازدارندهاى نيرومند و هشدارى جدى بود تا در ارزيابىهاى خود در برخورد با مسلمانان تجديدنظر كنند . البته نبايد ترديد داشت كه مسلمانان حق داشتند اموال مشركان مكه را ضبط كنند ؛ چرا كه آنها مهاجران را مجبور به ترك مكه كرده و خانه و كاشانه و دارايى آنها را تصاحب نموده بودند « 4 » اما نبايد از نظر دور داشت كه شعاع كار ، از انتقامجويىهاى شخصى و
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 224
مساهمون: مهدى پيشوايى
ص٢٢٤
هامش
( 1 ) . واقدى ، پيشين ، ص 9 .
( 2 ) . مونتگمرى ، محمد فىالمدينة ، تعريب : شعبان بركات ( بيروت : المكتبة العصرية ) ، ص 5 .
( 3 ) . بعدها اين تهديد عينيّت يافت و ( چنانكه خواهيم گفت ) قريش از قطع راه بازرگانى به شام ، سختنگران شدند و در صدد جستوجوى راه ديگرى به سمت شام برآمدند .
( 4 ) . پس از هجرت پيامبر اسلام ، عقيل ، منزل مسكونى آن حضرت درمكه ( در شعب ابىطالب ) و نيز منازلمهاجران بنىهاشم را تصاحب كرد . پيامبر اسلام در فتح مكه در حجون ( بيرون مكه ) چادر زد . عرض كردند : « چرا در منزل خود فرود نيامديد ؟ » فرمودند : « مگر عقيل منزلى براى ما باقى گذاشته است ؟ ! » ( واقدى ، مغازى ، ج 3 ، ص 828 ؛ ابنسعد ، الطبقاتالكبرى ( بيروت : دار صادر ) ، ج 2 ، ص 136 ؛ قسطلانى ، المواهب اللدنية و المنحالمحمدية ( بيروت : دارالكتب العلمية ، ط 1 ، 1316 ه . ق ) ، ج 1 ، ص 318 . بعدها ورثهء عقيل ، آن خانه را به مبلغ صدهزار دينار به برادر حجاج بنيوسف فروختند ! ( حلبى ، السيرةالحلبية ، ج 1 ، ص 101 - 102 ) همچنين پس از هجرتِ تيرهء بنى جَحْش بنرئاب ، خانههاى آنها در مكه خالى ماند . ابوسفيان با اين دستاويز كه دخترش همسر يكى از آنهاست ، خانههاى آنها را تصرف كرد ! ( ابنهشام ، السيرةالنبوية ، ج 2 ، ص 145 . ) از اين گذشته هنگام هجرت صُهَيْب به مدينه ، مشركان مكه به تعقيب وى پرداختند و پول و اموال وى را از وى گرفتند ، ولى او جان سالم به در برد ! ( ابنهشام ، پيشين ، ج 2 ، ص 121 ) .