از آزار و شكنجهء مسلمانان كوتاه شده بود ) اين بار دست به حملهء نظامى به مركز اسلام ( مدينه ) بزنند ؛ از اين رو پيامبر براى مقابله با چنين احتمالاتى ، از اواخر سال اول هجرت ، هستهء اوليهء ارتش اسلامى را پىريزى كرد . اين ارتش در ابتدا ، هم از نظر نيروى انسانى ، و هم از نظر ابزار و ادوات جنگى محدود بود ، اما به سرعت از هردو جهت رشد كرد . به طورىكه در آغاز تشكيل ، ستونهاى اعزامى براى مأموريتهاى نظامى يا عمليات گشتى ، از حدود شصت نفر فراتر نمىرفت و بيشترين نفرات آنها به ندرت به دويست نفر مىرسيد . « 1 » و در سال دوم ، در جنگ بدر ، تعدادشان اندكى بيش از سيصد نفر بود ، اما در فتح مكه ( در سال هشتم ) تعداد سربازان اسلام بالغ بر ده هزار نفر بود و از نظر تجهيزات نظامى نيز در سطح بسيار بالايى قرار داشتند . در هر حال سير حوادث نشان داد كه پيشبينىهاى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله درست بوده است ؛ زيرا از سال دوم به بعد درگيريهاى متعددى بين طرفين رخ داد كه اگر مسلمانان داراى نيروى دفاعى نبودند ، در اثر اين درگيريها با مشركان سركوب مىشدند . « 2 »
مانورهاى نظامى
پيامبر اسلام با همان نيروهاى اندك ، دست به يك سلسله حركتهاى كوچك نظامى زد كه در واقع جنگ كامل محسوب نمىشدند و در هيچ يك از اين مانورها جنگ و درگيرى با دشمن پيش نيامد ، مانند سريهء سىنفرى حمزة بن عبد المطلب ( درماه هشتم هجرت ) كه كاروان قريش را هنگام بازگشت به مكه تعقيب كرد ، و سريهء شصت نفرى عُبيدةبنحارث كه ( درماه هشتم ) به تعقيب گروه ابوسفيان پرداخت ، و سريهء بيست نفرى سعدبنابىوقاص كه ( درماه نهم ) به تعقيب كاروان قريش پرداخت ، ولى به آن دسترسى پيدا نكرد . « 3 » همچنين پيامبر اسلام ( درماه