تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩

داشتى درحالى كه خداوند سزاوارتر است كه از او بيم داشته باشى . هنگامى كه زيد ، نيازش را از آن زن به سر آورد [ از او جدا شد ] ما او را به همسرى تو درآورديم تا براى مؤمنان دربارهء [ ازدواج ] با همسران پسر خواندگانشان ( پس از طلاق و جدايى ) مشكلى نباشد و فرمان خداوند شدنى است [ بايد سنت غلط تحريم ازدواج با اين زنان شكسته شود . ] « 2 » منافقان ، اين ازدواج را دستاويز تهمت و بدگويى قرار دادند كه : محمد ، با زن پسرش ازدواج كرده است ! . « 3 » خداوند در پاسخ آنان فرمود : محمد ، پدر هيچ يك از مردان شما نبوده [ و نيست ] ولى فرستادهء خدا و خاتم پيامبران است و خداوند به همه چيز آگاه است . « 4 » برخى از خاورشناسان مسيحى ، اين ازدواج را به صورت يك داستان عشقى ساخته و شاخ و برگ داده‌اند « 5 » اما اين ادعا با نبوت و عصمت پيامبر سازگار نيست و گذشته از آن ديديم كه

هامش
( 2 ) . احزاب ( 33 ) ، 37 .
( 3 ) . ابن‌اثير ، پيشين ، ج 7 ، ص 494 ؛ طبرسى ، مجمع‌البيان ، ج 8 ، ص 337 ؛ قسطلانى ، المواهب اللدنية بالمنح المحمدية ، تحقيق : صالح احمد الشامى ( بيروت : المكتب‌الاسلامى ط 1 ، 1412 ه . ق ) ، ج 2 ، ص 87 .
( 4 ) . احزاب ( 33 ) : 40 .
( 5 ) . دائرةالمعارف الاسلامية ، ترجمهء عربى توسط احمد الشنتناوى ( و ديگران ) ج 11 ، ص 29 ، كلمهء زينب ؛ محمدحسين هيكل ، حياة محمد ، ص 316 ، 323 . بنا به گفته خاورشناسان گويا پيامبر روزى به در خانهء زيد مىرود ، زينب را به صورت اتفاقى مىبيند و عاشق زيبايى او مىشود و زيد از اين موضوع آگاه شده زينب را طلاق مىدهد ! و . . . درحالى كه چون زينب از بستگان پيامبر بود ودرآن زمان حجاب معمول نبود ، او براى پيامبر ناشناخته نبود . معمولًا افراد يك فاميل از زشتى و زيبايى يكديگر خبر دارند . بايد يادآورى كنيم كه همچون برخى موارد مشابه ، دست‌مايهء خاورشناسان دراين باره ، روايت بىاعتبارى است كه در بعضى از كتابهاى تاريخ اسلام ( مانند تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 42 ، الطبقات‌الكبرى ، ج 8 ، ص 101 ) نقل شده و بعضى از مؤلفان ديگر نيز بدون توجه ، از آنها گرفته‌اند اما ديديم هم قرآن قضيه را به صراحت ، به صورتى ديگر مطرح كرده و هم دانشمندان اسلامى اين روايت را غيرقابل قبول مىدانند از آن جمله سيد مرتضى علم‌الهدى ، دانشمند نامدار شيعه ( م 436 ه ) آن را روايت خبيثه مىنامد ( تنزيه‌الأنبياء ، ص 114 ) و آلوسى بغدادى ، آن را سخن نامقبول داستان‌سرايان مىداند و از شارح مواقف نقل مىكند كه گفته است : بايد پيامبر را از اين نسبت ناروا مبرّا دانست . ( روح‌المعانى ، ج 22 ، ص 24 - 25 . )
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 179 | مهدى پيشوايى