تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨

سر مىزند [ بدون توجه ، آنها را به نام ديگران صدا مىكنيد ] باكى بر شما نيست ، ولى در مورد آنچه از روى عمد مىگوييد ، بازخواست خواهيد شد و خداوند آمرزنده و مهربان است . « 1 » پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله پس از نزول اين آيات ، به زيد فرمود : تو زيدبن‌حارثه هستى ، و از آن روز او ، آزاد شدهء پيامبر ( / مولى رسول‌الله ) خوانده مىشد . « 2 » رسول خدا زينب را براى او خواستگارى كرد . زينب كه نوهء عبدالمطلب و از قبيلهء سرشناس قريش بود ، نخست موافقت نكرد ؛ زيرا زيد ، نه تنها از قريش نبود ، بلكه يك بردهء آزاد شده بود . اما چون پيامبر اسلام ، تمايل زيادى به اين ازدواج نشان داد ، زينب موافقت كرد . اين ازدواج نمونه‌اى از الغاى امتيازات نژادى و طبقاتى در اسلام بود و راز اصرار پيامبر نيز همين بود ! در اثر ناسازگاريهاى اخلاقى بين طرفين ، زندگى مشترك اين زوج دستخوش تزلزل گرديد و در آستانهء جدايى قرار گرفتند . چند بار زيد خواست او را طلاق دهد اما پيامبر صلى الله عليه و آله او را به سازش دعوت كرده و فرمودند : « همسرت را نگهدار . » « 3 » سرانجام زيد او را طلاق داد . پس از جدايى آنها ، پيامبر اسلام از طرف خداوند مأموريت يافت زينب را تزويج كند تا ازدواج با همسر مطلّقهء پسرخوانده براى مسلمانان دشوار نباشد و سنت غلطى كه از زمان جاهليت در ميان مردم رواج داشت ، عملًا بشكند ؛ زيرا آنها پسرخوانده را از هر جهت پسر واقعى مىپنداشتند و از اين جهت ازدواج با همسر او را جايز نمىدانستند . قرآن ، هدف و انگيزهء اين ازدواج را چنين بيان مىكند : [ و ياد كن ] آن‌گاه كه به آن كس كه خداوند به او نعمت داده بود و تو نيز به او نعمت داده بودى [ زيد ] ، مىگفتى : همسرت را نگهدار ، و از خدا پروا داشته باش ، و در دل خويش چيزى را پنهان مىداشتى كه خداوند آن را آشكار مىسازد ، « 1 » و از مردم بيم و ملاحظه

هامش
( 1 ) . احزاب ( 33 ) : 4 - 5 .
( 2 ) . آلوسى ، تفسير روح المعانى ( بيروت : دار احياء التراث العربى ) ، ج 21 ، ص 147 .
( 3 ) . ابن‌سعد ، پيشين ، ج 8 ، ص 103 .
( 1 ) . به اعتقاد مفسّران ، آنچه پيامبر در دل پنهان مىداشت ، اين بود كه خداوند به او اطلاع داده بود كه زيدهمسرش را طلاق خواهد داد و او با همسر زيد ازدواج خواهد كرد تا اين سنت بشكند ، ولى پيامبر اسلام ، از بيم مردم اظهار نمىكرد . اين معنا از پيشواى چهارم نقل شده است . ( آلوسى ، پيشين ، ج 22 ، ص 24 ؛ طبرسى ، مجمع‌البيان ، ج 8 ، ص 360 . )
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 178 | مهدى پيشوايى