تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨

در اين مدت ، اموال و دارايى رسول خدا ، و ابوطالب و خديجه تمام شد و به سختى و نادارى گرفتار شدند ، « 1 » به‌ويژه خديجه اموال فراوان خود را در شعب به نفع پيامبر صلى الله عليه و آله خرج كرد . « 2 » پس از گذشت سه سال ، هنگامى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله از بين رفتن پيمان‌نامه به وسيلهء موريانه را توسط ابوطالب به آنان اطلاع داد « 3 » و از طرف ديگر ، برخى از امضاكنندگان پيمان كه از وضع رقّت‌بار بنىهاشم متأسف بودند ، « 4 » از اين پيمان بيزارى جستند ؛ با پيشگامى آنان ، اين پيمان لغو گرديد . « 5 » و بدين ترتيب بنىهاشم به خانه‌هاى خويش باز گشتند . « 6 » على عليه السلام در يكى از نامه‌هاى خود به معاويه ، از اين دوران سخت و پررنج ، چنين ياد مىكند : قبيلهء ما [ قريش ] خواستند پيامبرمان را بكشند و ريشهء ما را بكنند ، غم و اندوه را به جانهاى ما ريختند و كارها كردند ، ما را از زندگانى خوش و راحت باز داشتند و پيوسته در بيم و نگرانى گذاشتند و ناگزيرمان ساختند به كوهى سخت و دشوار پناهنده شويم و آتش جنگ با ما را روشن ساختند . اما خدا خواست تا ما پاسدار و نگهبان شريعتش باشيم و نگاه‌دار حرمتش . مؤمنان ما ، در اين راه خواستار اجر و ثواب بودند و كافران ما از خاندان و خويشانشان حمايت مىكردند . اما از قريش هركس مسلمان مىشد آزارى كه به ما رسيد به او نمىرسيد ، چه ، يا هم

هامش
( 1 ) . ابن‌واضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 25 ؛ طبرسى ، اعلام‌الورى ، ص 50 .
( 2 ) . طبرسى ، پيشين ، ص 50 ؛ ابن شهرآشوب ، پيشين ، ج 1 ، ص 64 .
( 3 ) . ابن‌اسحاق ، پيشين ، ص 161 ؛ بلاذرى ، پيشين ، ج 1 ، ص 234 ؛ ابن‌سعد ، پيشين ، ج 1 ، ص 210 ؛ ابن‌شهرآشوب ، پيشين ، ج 1 ، ص 65 .
( 4 ) . ابن‌اسحاق ، پيشين ، ص 162 ، 165 ، 166 ؛ بلاذرى ، پيشين ، ص 236 ؛ ابن‌ابىالحديد ، پيشين ، ج 14 ، ص 59 ؛ ابن‌اثير ، الكامل فىالتاريخ ، ج 2 ، ص 88 ؛ مجلسى ، بحارالانوار ، ج 19 ، ص 19 .
( 5 ) . در سال دهم بعثت . ( ابن‌سعد ، پيشين ، ج 1 ، ص 210 ؛ بلاذرى ، پيشين ، ج 1 ، ص 236 . )
( 6 ) . طبرسى ، پيشين ، ص 51 - 52 .
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 168 | مهدى پيشوايى