تحريم اقتصادى و اجتماعى بنىهاشم
چون سران قريش از مراجعه به ابوطالب نتيجه نگرفته و در بازگرداندن مهاجران حبشه ناكام ماندند و از سوى ديگر ديدند افراد معتبر و مهمى به اسلام روى مىآورند و پيروان اسلام از قبايل مختلف درحال افزايش است ، ناگزير در صدد برآمدند تا اهرم فشار جديدى را بيازمايند و آن اينكه خاندان بنىهاشم و بنىمطلّب را در فشار اجتماعى و اقتصادى قرار دهند تا دست از حمايت رسول خدا بردارند و او را تسليم كنند . با اين ارزيابى ، پيماننامهاى نوشتند كه از بنىهاشم زن نگيرند و به آنان زن ندهند و چيزى به آنها نفروشند و چيزى از آنها نخرند . « 2 » قبلًا گفتيم كه مردم مكه تنها از راه تجارت امرار معاش مىكردند و گردش اقتصاد و تجارت نيز در دست قريش بود ؛ بنابراين ، تحريم هر كس يا هر گروهى توسط آنها به مفهوم محروميت كامل او بود . از اينرو به نظر آنان اين حربه ، بسيار مؤثر بود و انتظار مىرفت به زودى بنىهاشم را به زانو درآورد . تحريم ازدواج و نيز قطع ارتباط و معاشرت با بنىهاشم كه در بعضى از منابع جزء مواد پيمان قريش ذكر شده ، « 3 » بيشتر جنبهء اجتماعى داشت ؛ گويا مىخواستند بنىهاشم از نظر اجتماعى نيز در فشار و انزوا قرار گيرند .