تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١

مسلمانان بىدفاع ، پنهانى مكه را ترك گفته ، از طريق بندر شُعَيْبَه و با عبور از عرض درياى سرخ ، خود را به حبشه رساندند . اين گروه پس از دو سه ماه اقامت در حبشه به‌دنبال شايعهء اسلام‌آوردن قريش و رفع فشار و آزار از مسلمانان ، به مكه باز گشتند . « 1 » اما چون فشار و شكنجه همچنان ادامه داشت ، بار ديگر گروهى از مسلمانان از همان راه ، عازم حبشه شدند . اين بار تعدادشان بالغ بر صد و يك نفر ( از زن و مرد ) بود « 2 » و سرپرستى آنها را جعفربن‌ابىطالب به عهده داشت . پس از مدتى ، قريش از استقرار و امنيت مهاجران در حبشه احساس خطر كردند و با اعزام نمايندگانى به دربار نجاشى ، خواستار باز گرداندن آنها شدند . ابوطالب با آگاهى از اين توطئه ، نامه‌اى به نجاشى نوشت و از او درخواستِ حمايت از مهاجران كرد . « 3 » پس از طرح ادعاى نمايندگان قريش در دربار نجاشى ، جعفربن‌ابىطالب با توضيحات و سخنان سنجيده و موقع‌شناسانه ، به خوبى دفاع و توجه نجاشى را جلب كرد . نجاشى از تحويل پناهندگان خوددارى ورزيد و آنها را تحت حمايت قرار داد . « 4 » البته همهء مهاجران جزء شكنجه‌شدگان نبودند و در ميان آنان افرادى از قبايل نيرومند بودند كه مشركان جرأت آزار و شكنجه آنان را نداشتند ، اما در هر حال مكه ، محيط فشار و

هامش
( 1 ) . بلاذرى ، پيشين ، ص 227 .
( 2 ) . ابن‌سعد ، پيشين ، ص 207 . تعداد مهاجران كمتر از اين نيز نوشته شده است اما شمارش اسامى مهاجران‌كه درتاريخ ثبت شده ، رقم اول را تأييد مىكند . ر . ك : ابن‌هشام ، پيشين ، ص 346 - 353 ؛ دكتر محمد ابراهيم آيتى ، تاريخ پيامبر اسلام ، ( انتشارات دانشگاه تهران ، چ 2 ، 1361 ) ، ص 122 - 132 .
( 3 ) . ابن‌هشام ، پيشين ، ج 1 ، ص 357 ؛ مجلسى ، بحارالانوار ، ج 18 ، ص 418 . طبق نقل طبرسى ، ابوطالب درنامهء خود اين ابيات را نوشت :تعلّم مليك‌الحبش ان محمداً * نبىّ كموسى و المسيح بن‌مريم اتى بالهدى مثل الذى اتيا به * وكل بأمر الله يهدى و يعصم وانكم تتلونه فى كتابكم * بصدق حديث لا حديث مرجّم فلا تجعلوا لله نِدّاً و اسلموا * فان طريق الحق ليس بمظلم( إعلام الورى ، ص 45 . )
( 4 ) . طبرسى ، پيشين ، ص 43 - 44 ؛ ابن‌هشام ، پيشين ، ص 356 - 360 ؛ ابن‌اثير ، پيشين ، ج 2 ، ص 79 - 81 .