تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩

فصل سوم : پيامدهاى مخالفت قريش و اقدامات آنان

آزار و شكنجهء مسلمانان

با افزايش روزافزون مسلمانان ، قريش كه از گفت‌وگو با ابوطالب نتيجه نگرفتند و بنىهاشم به حمايت از پيامبر اسلام برخاستند ، از آزار جانى پيامبر ناتوان شدند و به آزار و شكنجهء تازه مسلمانان پرداختند با اين اميد كه آنان را زير فشار و شكنجه از اسلام باز گردانند . « 1 » مشكل قريش اين بود كه تازه مسلمانان از يك يا دو قبيله نبودند كه بتوان به آسانى آنها را سرجايشان نشاند ، بلكه از هر قبيله چند تن اين آيين را پذيرفته بودند . نگاهى به فهرست مهاجران حبشه كه به‌دنبال فشار و آزار مشركان ، در سال پنجم بعثت مجبور به ترك مكه شدند ، نشان مىدهد كه زنان و مردانى از قبايل مختلف مانند : بنىعبدشمس ، بنىاسد ، بنىعبدالدار ، بنىزهره ، بنىمخزوم ، بنىجُمَح ، بنىعَدِىّ ، بنىحارث ، بنىعامر و بنىاميه مسلمان شده بودند . از اين رو مشركان تصميم گرفتند كه هر قبيله مسلمانان خود را شكنجه كند تا با مداخلهء افراد قبايل ديگر ، تعصب آنها تحريك نشود و عكس‌العمل نشان ندهند . آزارها و شكنجه‌ها ، بيشتر متوجه نومسلمانان مستضعف بود كه گفتيم برده يا غريبه و بدون پشتوانهء قبيلگى بودند . « 2 » ياسر ، پسرش عمار ، بِلال‌بن‌رَباح ، خَبّاب‌بن‌ارَتّ ،

هامش
( 1 ) . طبرى ، تاريخ‌الأمم و الملوك ، ( بيروت : دارالقاموس الحديث ) ، ج 2 ، ص 221 .
( 2 ) . بلاذرى ، انساب‌الأشراف ، تحقيق : الدكتور محمد حميدالله ( قاهره : دارالمعارف ، ط 3 ) ، ج 1 ، ص 197 ؛ ابن‌اثير ، الكامل فىالتاريخ ، ( بيروت ، دارصادر ) ، ج 2 ، ص 66 .