اصل توأم و غير قابل تفكيكاند ؛ زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله ، در همان نخستين سالهاى رسالت خويش ، روز اعلام نبوت خود ، امامت و رهبرى آيندهء مسلمانان را نيز مطرح كرد .
از سوى ديگر ، تصور نشود كه پيامبر ، يكبار ، آنهم در « غدير خم » ( در ماههاى آخر عمرش ) امامت على عليه السلام را مطرح كرد ، بلكه علاوه بر مجلس خويشان ، بعدها نيز در مناسبتهاى ديگر ( مانند حديث منزلت ) اين موضوع را يادآورى مىنمود ، البته غدير ، از همه مفصلتر و شهود عينى آن بيشتر بود .
با توجه به ترتيب نزول سورهها مىتوان استنباط كرد كه دعوت خويشاوندان مدتى پيش از دعوت علنى بوده است . « 1 »
هامش
( 1 ) . سوره « شعراء » كه آيات انذار در آن است ، بعد از سورهء « واقعه » نازل شده و سپس به ترتيب ، سورههاى « نمل » ، « قصص » ، « اسراء » ، « يونس » ، « هود » ، « يوسف » و آنگاه سورهء « حِجْر » كه فرمان دعوت علنى ( فاصدع بما تؤمر ) جزء آن است ، نازل گشته است . ( محمد هادى معرفت ، التمهيد فى علوم القرآن ، ج 1 ، ص 105 . )