تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥

خدا فقط به اينها منت نهاده [ و هدايت كرده ] است ؟ ! اينها را از خود دور كن شايد ما از تو پيروى كنيم . » دراين هنگام آيه 52 و 53 سورهء « انعام » نازل شد : « 1 » و كسانى را كه صبح و شام پروردگار خويش را مىخوانند و خشنودى او را مىخواهند ، از خود مران ! نه چيزى از حساب آنها برتوست و نه چيزى از حساب تو بر آنها ! تا آنها را طرد كنى كه در اين صورت از ستمكاران خواهى شد . و اين‌گونه بعضى از آنها را با بعضى ديگر آزموديم تا [ توانگران و نيرومندان ] بگويند : آيا اينها هستند كه خدا از ميان ما بر آنها منت نهاده [ و توفيق ايمان داده ] ؟ ! آيا خداوند شاكران را بهتر نمىشناسد ؟ ! « 2 » در سالهاى اول رسالت پيامبر ، قريش نمايندگانى به يثرب فرستادند تا دربارهء او از يهود آن شهر تحقيق كنند . آنان به يهود گفتند : « به خاطر حادثه‌اى كه در شهر ما اتفاق افتاده نزد شما آمده‌ايم . جوان يتيم و حقيرى حرف بزرگى مىزند ، او خيال مىكند فرستادهء « رحمان » است ! و ما رحمانى جز شخصى به اين نام كه در « يمامه » زندگى مىكند ، سراغ نداريم ! . » يهود سؤالاتى پيرامون خصوصيات پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مطرح كردند و از آن جمله پرسيدند : « چه كسانى پيرو او شده‌اند ؟ » گفتند : « افراد پست ما ! » عالم بزرگ يهود خنديد و گفت : « اين همان پيامبرى است كه نشانه‌هاى او دركتاب ما هست ، قوم او سرسخت‌ترين دشمنان او خواهند بود . » « 3 » البته گرايش سريع مستضعفان به اسلام ، هرگز به معناى اسلام مصلحتى يا تعقيب منافع طبقاتى نبود ، بلكه جنبهء نفى حاكميت و سلطهء بشر و پذيرش حاكميت الله را داشت و اين ، پيش از هر چيز قدرت اجتماعى مستكبران و سلطه‌طلبان را تهديد مىكرد و مخالفت آنها را برمىانگيخت ، چنان‌كه در زمان پيامبران پيشين نيز چنين بوده است :

هامش
( 1 ) . طبرسى ، مجمع‌البيان ، ج 2 ، ص 305 .
( 2 ) . « و لا تطردالذين يدعون ربهم بالغدوة والعشى يريدون وجهه ما عليك من حسابهم من شىءٍ و ما من حسابك عليهم من شىءٍ فتطردهم فتكون من الظالمين . وكذلك فتنّا بعضهم ببعض ليقولوا اهؤُلاء من‌ّالله عليهم من بيننا ، اليس الله به اعلم بالشاكرين . » ( انعام ( 6 ) : 52 - 53 . )
( 3 ) . ابن‌سعد ، پيشين ، ج 1 ، ص 165 ؛ حلبى ، پيشين ، ج 1 ، ص 499 .