آنها را به همانند خودشان بسپارند و تخم آنها را در دلهاى چون خودشان بكارند » « 1 » .
آرى ، ربوبيت خداى تعالى چنين اقتضا دارد كه در هر عصر و زمانى ، براى انسانها امام و پيشوايى قرار دهد تا با مراجعه به او معالم دين خدا را از وى برگيرند . اين امر بايد بگونهاى باشد كه اگر آنان در پىجويى و دستيابى به او بكوشند به مسائل دين آگاهى يابند - همانگونه كه در طلب رزق و روزى خود ساعى هستند و به آن مىرسند - به مصداق سخن خداى تعالى كه :
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا
كسانى كه در راه ما تلاش كنند حتما به راههاى خودمان هدايتشان مىكنيم * همانگونه كه سلمان فارسى محمدى براى بدست آوردن راه حق از جىّ اصفهان قدم بيرون گذاشت و هجرت اختيار كرد و به دير راهبان نصارى در عراق و موصل و شام رسيد .
ما در اين مبحث در پى آنيم تا نمونههايى از سيرهء اجداد پيامبر اسلام ( ص ) را كه شريعت حنيفهء ابراهيم ( ع ) را به مردم مىرسانيدند ، نشان دهيم . در حالى كه مردم بر اين باور غلط هستند كه خداى تبارك و تعالى مردم آن روزگار را كه روزگار فترت ناميده شده است ، همينطور مهمل و بيهوده رها كرده و امام و پيشوايى را براى آنان تعيين نفرموده است تا معالم و دستورهاى دينشان را از وى فراگيرند - معاذ اللّه - .
چه مانعى دارد كه عبد المطلب از جملهء انبيائى باشد كه نامشان در قرآن نيامده است ؟
در صورتى كه در حديث پيامبر خدا ( ص ) به ابو ذر آمده است كه تعداد انبياء مجموعا صد و بيست و چهار هزار نفر است ، و تعداد پيامبران مرسل سيصد و پانزده نفر ، كه از اين تعداد فقط اسم بيست و پنج نبى و پيامبر در قرآن آمده است . « 2 »
اما اينكه اجداد پيامبر اسلام ( ص ) از موحدين ميباشند ، مطلبى است كه علاوه بر آنچه گفته شد ، از احاديث زير هم معلوم مىشود :
ابن عباس گفته است : از پيامبر خدا ( ص ) پرسيدم و گفتم : پدر و مادرم به فدايت . در آن
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : باب احاديث ، حديث 147 .
( 2 ) - بحار الانوار ( 11 / 32 ) ؛ و مسند احمد ( 5 / 265 - 266 ) .