تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
همچنين به مكارم اخلاق كه ويژهء آنها بوده است قيام نموده و مردم را دعوت مىكردند كه جهت اطعام ميهمانان خدا و حجاج ، از وجوهى كه از راه حلال به دست آورده باشند انفاق كنند ، آن هم در جامعه‌اى كه بر ربا و كسب درآمد از راه قمار استوار بود ، و نيز دزدى و يغما و سلب اموال با هر وسيله كه ممكن بود ، از هر كس كه مىتوانستند به يغما ببرند . از جنبهء اعتقادى نيز ، تاريخ نشان نداده كه حتى يكى از اجداد پيامبر ( ص ) به بتى سجده كند ، براى بتى قربانى كند ، از بتى يارى جويد ، از بتى باران بخواهد ، به نام بتى لبيك حج گويد و يا به نام بتى سوگند ياد كند ؛ و اين در شرايطى بود كه در جامعهء مكى و مناطق اطراف آن بنيان عقايد و باورهاشان بر وجود بتها استوار بوده و كلام و سخنانشان پيرامون آنها دور مىزده است . و نيز دعوت آنها از مردمان به ترس از عقاب اعمال در روز قيامت ، در جامعه‌اى كه عقل و خرد معتقدان به زندگانى آخرت را به باد مسخره مىگرفتند و تحقير مىكردند ، مسأله‌اى قابل تأمل است . و عقل سليم نمىپذيرد كه بگوييم همهء موارد فوق از روى تصادف در طول آن قرون و اعصار آن هم در ميان فرزندان حضرت اسماعيل ( ع ) تا زمان عبد المطلب يعنى در محدودهء زمانى بيش از پانصد سال صورت گرفته باشد . يعنى اينكه سلسلهء اجداد پيامبر ( ص ) در طول آن قرون همگى به طور تصادفى متصف به چنان صفاتى بوده‌اند . اين مطلب را هم بايد افزود كه نسب آنان از آلودگى به انحرافات اخلاقى پاك مانده است ؛ و اين طهارت در زمانى بوده است كه در مكه و طائف انتشار زنا و انحرافات اخلاقى غوغا مىكرد ، تا آنجا كه اين جانب با مراجعه به كتابهاى انساب و سيره هيچ خانوادهء مشهور و سرشناسى را كه نسب آنها از آلودگى به انحراف اخلاقى پاك مانده باشد نيافتم . و اينكه همهء اينها امرى تصادفى و اتفاقى باشد ، معقول نيست . علاوه بر همهء اينها ، بايد اقدام اجداد پيامبر ( ص ) در مژده دادن به قومشان به بعثت خاتم پيامبران در مكه ، و اينكه آن حضرت در كتابهاى آسمانى محمد و احمد ( ص ) ناميده شده است را اضافه كرد ، و اينكه آنها از قوم خود خواسته بودند كه وقتى آن حضرت مبعوث شد او را تصديق كرده به ياريش برخيزند . اين كار اجداد پيامبر ( ص ) مصداق اين سخن خداى