ابو طالب بيشتر از همهء گذشتگان و همعصران خود به آفرينندهء جهان اقرار داشت ، و بر اين عقيده پابرجا بود ، و براى وجود خالق هستى دليل و برهان مىآورد . « 1 »
در بحثهايى كه در پيش داريم ، به خواست خدا در اين زمينه بيشتر سخن خواهيم گفت .
آنچه را كه تا به اينجا آورديم اخبارى از سيرهء خاص ابو طالب بود ، و ما به خواست خدا ضمن بررسى اخبار سيره پيامبر خدا ( ص ) در عهد ابو طالب ، سيره و روش او در راه نگاهدارى و حفاظت از رسول خدا ( ص ) و دفاع از وى و از عقايد اسلام را مورد بحث و بررسى خود قرار خواهيم داد .
نتيجهگيرى
حضرت اسماعيل ، نبى و رسول و وصىّ بر شريعت حنيفهء ابراهيم در جزيرة العرب بود .
پس از او و در زمان فترت ارسال مبشرين و منذرين بعد از حضرت عيسى ( ع ) ، برخى از انبياء و اوصياء ، مبلّغ شريعت حضرت عيسى ( ع ) در ميان قوم خود بودند ، مانند حنظله و خالد و راهبانى كه سلمان فارسى نزد آنها شاگردى كرده بود .
در ام القرى يعنى مكه نيز ، اجداد پيامبر ( ص ) را - بزرگى پس از بزرگى ديگر - مىيابيم كه در تعمير خانهء خدا ، اهتمام به برپا داشتن مراسم حج ، پذيرايى و غذا دادن و رسيدگى به امر زائران بيت اللّه و رساندن آب به ميهمانان خدا تا پايان مراسم حج ، اقتدا به سنت ابراهيم ( ع ) كردهاند . اقدام آنان در پذيرايى از زوار بيت اللّه الحرام در مراسم حج نه به خاطر كسب افتخار و شخصيت براى خود و يا قوم و قبيلهشان بوده ، بلكه در سايهء آن خشنودى خدا را مىخواستهاند و به همين جهت بوده كه در انفاق براى تأمين هزينههاى آن ضيافت ، شرط مىكردهاند كه از مال حرام نباشد . اين در حالى است كه خداى تعالى از مشركان چنين خبر داده است :
وَ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ . . .
« 2 »
هامش
( 1 ) - مروج الذهب ( 2 / 109 ) .
( 2 ) - نساء / 38 .