اول آفريدشان ، و او به هر نوع آفرينشى داناست *
اين جاهلان همانگونه كه خداى تعالى در سورهء واقعه آيات 46 - 48 وصفشان كرده است اينگونهاند :
وَ كانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظِيمِ ( ) وَ كانُوا يَقُولُونَ أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ( ) أَ وَ آباؤُنَا الْأَوَّلُونَ
و بر گناه بزرگ اصرار مىورزيدند * و مىگفتند : هنگامى كه مرديم و خاك و استخوان شديم ، آيا ما از مبعوثشدگان خواهيم بود ؟ ! * آيا پدران گذشتهء ما هم ( زنده خواهند شد ) ؟ ! *
از جمله امورى كه اجداد پيامبر خدا ( ص ) - بزرگى بعد از بزرگ ديگر - به آن مىپرداختند مخالفتشان با سلوك و سنن اجتماعشان بوده است ، مانند : تحريم شراب و زنا در طول قرون ، آن هم در جامعهاى كه نوشيدن شراب و ارتكاب به زنا به صور و اشكال مختلف در ميانشان رواج داشته است ، به طورى كه در مكه و طائف خانههاى ويژهاى براى روسپيان وجود داشته كه بر فراز آنها پرچمى به همين معنى در اهتزاز بوده است . همچنين از زنده به گور كردن دختران بشدت نهى مىكردند ، آن هم در روزگارى كه خداوند در سورهء نحل آيات 58 - 59 از آن چنين خبر داده است :
وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ ( ) يَتَوارى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَ يُمْسِكُهُ عَلى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ . . .
و چون به يكى از آنها مژدهء ولادت دخترى داده شود ، چهرهاش سياه شده و پر از خشم مىگردد * و از بدى آنچه به او مژده داده شده از مردم پنهان مىشود ( و فكر مىكند ) كه آيا با خوارى نگاهش دارد يا در خاك پنهانش نمايد . . . *
آرى ، آنان علاوه بر آنكه كارهاى ناپسند را ترك مىنمودند ، ديگران را هم از انجام آن نهى مىكردهاند ، و با سنن و آداب رايج قومشان كه در سورههاى مكى قرآن از آنها به زشتى ياد شده است مخالفت مىورزيدند .