حج ، در ميان قبيلهء قريش برخاست و ضمن خطبهاى گفت :
اى گروه قريش ! شما همسايگان خدا و اهل خانه و حرم او هستيد ، و حجّاج ميهمانان خدا و زوار خانهء اويند ، و در احترام و تكريم سزاوارترين ميهمانان مىباشند . پس در ايام حج تا آنگاه كه از ديار شما به خانههاى خود بازگردند بر ايشان خوراك و نوشيدنى فراهم كنيد ، كه اگر دارايى من كفاف همهء آنها را مىداد ، تنها و بدون شما به انجام آن اقدام مىكردم . بنابراين هر كدام از شما قسمتى از مالش را براى اين كار اختصاص دهد .
قريش فرمان برد و مال فراوانى گرد آمد . چون زمان آمدن حاجيان فرا رسيد ، بر سر هر يك از راههاى مكه شترى كشت و در مكه نيز چنان كرد ، و محلى را برگزيد و در آنجا از گوشت و نان خوراكى بگذاشت ، و آب شيرين و گوارا و دوغ براى حجاج مهيا نمود . او نخستين كسى بود كه در مزدلفه آتش برافروخت تا شب هنگام كه حجاج از عرفات بيرون مىشدند بلد راهشان باشند . وى براى خانهء خدا كليد و پردهدار تعيين كرد ، و خانهء پسرش عبد الدار را بعنوان دار الندوه ( مجلس شورا ) قرار داد ، طورى كه قريش هيچ تصميمى را جز در آنجا نمىگرفت . او به هنگام مرگ به فرزندانش وصيت كرد كه از شراب بپرهيزند .
5 - عبد مناف
پس از قصى ، پسرش عبد مناف كه نامش مغيره بود به جاى او برخاست و قريش را به پرهيزكارى و تقواى خداى تعالى و صلهء رحم سفارش فرمود .
6 - هاشم
پس از عبد مناف ، پسرش هاشم جاى او را گرفت ، و به پيروى از سنت و روش قصى در دعوت قريش براى پذيرايى از حجاج برخاست . او در خطبهاش مىگفت :
ميهمانان خدا و زائران خانهء او را گرامى بداريد كه به پروردگار اين خانه ، اگر خودم مالى داشتم كه كفايت مخارج ايشان را مىكرد ، از كمك شما بىنياز بودم . من از مال حلال و پاك خود ، كه در آن قطع رحمى به عمل نيامده ، و به ستم چيزى گرفته نشده ، و حرامى در آن وارد نگرديده است ( براى مخارج حجاج ) مبلغى را كنار مىگذارم ، و هر كس هم كه