موسى كليم اللّه پيام خداوند را به فرعون و اشراف درگاهش رسانيد ، و خداوند هم بر دست موسى آيات نهگانهاش را به آنها نشان داد . ولى فرعون همه را تكذيب كرد و از پيروى از فرمان خدا شانه خالى كرد و گفت : اى موسى ! آيا آمدهاى كه ما را با سحر و جادويت از سرزمينمان بيرون كنى ؟ ! ما هم مىتوانيم سحرى همانند جادوى تو آوريم .
سپس فرمان داد همهء ساحران را براى روز عيد خودشان حاضر كردند .
جادوگران به موسى ( ع ) گفتند : اى موسى ! تو عصايت را مىاندازى يا اول ما بيندازيم ؟
موسى ( ع ) پاسخ داد : شما بيندازيد . جادوگران چون ريسمانها و عصاهايشان را انداختند ، جادويشان چشم مردم را گرفت و آنها را سخت بترسانيد . جادوگران فرعون ، سحرى بس عظيم عرضه كردند . ميدان نمايشگاه در چشم مردمان ، از مارهاى خشمگين حملهكننده موج مىزد ! در اين حال خداى تعالى به موسى فرمان داد : عصايت را بيفكن كه او به تنهايى همهء آنچه را كه جادوگران به دروغ و خلاف واقع در چشم ديگران كشيدهاند خواهد بلعيد .
موسى ( ع ) فرمان برد و عصايش را انداخت . عصاى آن حضرت به اژدهايى مهيب تبديل شد كه با يك حملهء او ، ديگر اثرى از آن همه ساختهها و پرداختههاى جادوگران در پهنهء آن ميدان وسيع چيزى ديده نمىشد . سپس موسى ( ع ) دست به سوى اژدهاى عظيمى كه آن همه طناب و عصا را بلعيده بود دراز كرد ، كه آن اژدهاى دمان در دست او همان عصايى شد كه بود .
جادوگران دريافتند كه بلعيدن آن همه طناب و عصا به وسيله عصاى موسى و نابود شدن آنها براى هميشه نمىتواند سحر و جادو باشد ، بلكه معجزهاى است از معجزات بزرگ الهى ، اين بود كه همگى به سجده افتادند و گفتند : ما به پروردگار جهانيان ، پروردگار موسى و هارون ايمان آورديم . فرعون چون ايمان آوردن آنها را بديد گفت : پيش از آنكه من به شما اجازه بدهم به او ايمان آورديد ؟ ( به سزاى اين كار ) دست و پايتان را مخالف هم بريده به دارتان مىكشم . ساحران گفتند : اهميتى ندارد ، ما به سوى پروردگارمان مىرويم .
فرعون و فرعونيان پس از آن ، پشت سر هم عذاب الهى چون طوفان ، هجوم ملخ ، شپش ، قورباغه و خون ( خون شدن آب ) را دريافت مىكردند و هرگاه كه يكى از اين عذابها
عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 229
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٢٩