برايش زيبا و جالب جلوه داده ، وى را به انجام آن تشويق كرده بود . حضرت موسى ( بعد از اتمام چهل شب و رجوع به قوم خود ) به سامرى فرمود : تك و تنها سر به بيابانها بگذار كه اگر كسى با تو تماس پيدا كند هر دو به تب مبتلا خواهيد شد ؛ و مرتب خواهى گفت كه با من تماس نگيريد . بعد از آن هم تو را نويد عذاب خدا در روز قيامت مىدهم . اينك به خدايى كه ساخته و به عبادت آن پرداخته بودى بنگر كه آن را به آتش مىكشم و به دريايش مىافكنم ؛ همانا خداى شما ، خداوند جل و علاست .
بعد از اينكه گوسالهء معبود نابود شد و سامرى به بيابانها گريخت ، آن دسته از بنى اسرائيل كه گوسالهء او را پرستش كرده بودند به گناه خود پى بردند . آنان سر به فرمان خداوند فرود آوردند تا مؤمنانى كه گوساله را نپرستيده بودند آنها را بكشند ، و همين توبهء ايشان از گناهى بود كه مرتكب شده بودند . و چون اين جزا را پذيرفتند و تمكين كردند خداوند بنا به شفاعت حضرت موسى توبهشان را پذيرفت .
با اين همه ، بنى اسرائيل نپذيرفتند كه موسى كليم اللّه است ، و توراتى كه آورده خداوند به او داده است . اين بود كه از وى خواستند كه خود شاهد باشند و خداوند را به چشم خويش ببينند . لذا موسى هفتاد تن از آنها را برگزيد و با آنها به جانب كوه طور رفت . اين عده چون كلام خدا را شنيدند گفتند : خدا را آشكارا به ما بنما ؛ كه زلزله ايشان را فرا گرفت و جملگى هلاك شدند . موسى از آن ترسيد كه اگر خبر اين واقعه را به بنى اسرائيل برساند آنها باور نكنند ، اين بود كه به پيشگاه خداوند تضرع و زارى كرد تا اينكه خداوند دعايش را اجابت فرمود و آنها را دوباره زنده ساخت .
و نيز حضرت موسى ( ع ) به آنها فرمود : اى قوم من ! به سرزمين مقدسى كه خداى تعالى آن را براى شما مقرر فرموده است وارد شويد . آنها در پاسخ وى گفتند : اى موسى ! در آنجا مردمى سختگير و ستمگر وجود دارد و ما هرگز وارد آنجا نمىشويم مگر وقتى كه آنها از آنجا بيرون شوند . تو با خدايت برو و با آنها بجنگ ما همين جا نشسته منتظر مىمانيم ! ! كالب و يوشع دو تن از نيكان آنها به ايشان گفتند : شما همين كه از دروازهء شهر بر آنها وارد شويد پيروز خواهيد بود . و موسى گفت : بار پروردگارا ! من جز بر خودم و برادرم قدرت و
عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 232
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٣٢