تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
در حالى كه سخت مراقب اطراف خود بود پاى از مصر بيرون نهاد و همينطور مىرفت تا به مدين رسيد . در آنجا به كارمزدى شعيب پيامبر در آمد و چوپانى گوسفندان او را براى هشت و يا ده سال خدمت در ازاى ازدواج با يكى از دختران حضرت شعيب بر عهده گرفت . موسى ده سال خدمت كرد و در پايان ، شعيب علاوه بر وفاى به قرار داد ، عصايى را كه از پيامبران به ارث برده بود و به كار شبانى گوسفندان مىآمد « 1 » به وى بخشيد . موسى در پايان مدت خدمت ، با همسر و گوسفندانش روى به صحراى سينا نهاد كه در آنجا در شبى سرد و ظلمانى آتشى مشاهده كرد . او روى به جانب آن آتش نهاد تا مگر از آن شعله‌اى برگيرد ( و خانوادهء خود را گرم كند ) و يا بر آن آتش كسى را بيابد تا وى را در مسير درست راهنمايى كند . اما همين كه موسى به آنجا رسيد ، ندايى شنيد كه مىگفت : اى موسى ! من پروردگار جهانيانم « 2 » ، عصايت را بينداز . چون چشم موسى به عصا افتاد كه چون جاندارى مىجنبد پشت كرد و گريخت و پشت سر خود را هم نگاه نكرد . خداوند او را ندا داد : اى موسى ! مترس كه ما آن را به حال اولش بر مىگردانيم . پس موسى دست به سوى عصا دراز كرد و ناگاه ديد كه همان عصاى چوبينى شد كه اول بود . باز خداوند به او فرمود : دستت را به گريبانت فرو بر و حالا بيرون آور : دستت از سفيدى درخشان مىگردد . بدون اينكه لكه‌اى در آن باشد . آنگاه خداوند به او فرمود : اين دو معجزه ، در ميان نه آيه و نشانه است و با آنها به ( رسالت از جانب من ) نزد فرعون و قوم او برو . موسى گفت : پروردگارا ! هارون ، برادرم را كه از من زبانى گوياتر دارد همراه من كن . و خداوند فرمود : بازوانت را به برادرت محكم گردانيديم . اينك به سوى فرعون برويد كه او طغيان كرده است . و با او به نرمى سخن بگوييد باشد كه او پند گرفته ( از خدا ) بترسد . نزد او برويد و بگوييد ما پيامبران پروردگار تو هستيم ، بنى اسرائيل را همراه ما كن و ايشان را بيش از اين آزار و اذيت مرسان .
هامش
( 1 ) - اين مطلب در روايات آمده است . ( 2 ) - ما مطالب خود را از سياق آيات سوره‌هاى قصص ، نمل ، اعراف ، طه ، شعراء جمع كرده‌ايم و يك جا آورده‌ايم .
عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 228 | السيد مرتضى العسكري