تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
آيا نديدى آن كس را كه خدا به او ملك عطا كرده بود ، با ابراهيم دربارهء پروردگارش محاجّه كرد . . . . و همانطور كه شيوهء قرآن در بيان موضع عبرت از احتجاج مىباشد ، پس از آن فرموده است :
إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ
« آنگاه كه ابراهيم ( به نمرود ) گفت : پروردگار من كسى است كه زنده مىكند و مىميراند . » اين سخن در مقابل ادعاى ربوبيت نمرود زده شده است و قرآن بعد از آن ، سخن نمرود را در برابر حضرت ابراهيم آورده است كه
أَنَا أُحْيِي وَ أُمِيتُ
« من هم زنده مىكنم و مىميرانم » و در حال فرمان مىدهد تا انسان آزادى را گرفته به قتل رساندند و محكوم به اعدامى را نيز آزاد كردند ! او به خيال خودش ادعايى را كه كرده بود چنين ثابت كرد . در اينجا ، حضرت ابراهيم دست به احتجاج عقلى با نمرود نزد كه كشتن يك بىگناه آزاد و رها ساختن يك محكوم به مرگ ميراندن و زنده كردن حقيقى نيست ، بلكه استدلال محسوس و معقول ديگرى در پيش كشيد كه :
فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ
فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ
« خداوند آفتاب را از مشرق مىآورد ، تو آن را از مغرب بياور ؛ كه آن كافر مبهوت ماند ! » « 1 » حضرت ابراهيم خليل الرحمن اينچنين دلايل محسوس و معقول را در محاجّه‌هاى خود با مشركان به كار مىبرد . ديگر پيامبران نيز در مواجهه با مشركين عصر خود همين روش را پيش مىگرفتند . قرآن كريم نيز آنگاه كه با همهء مردم سخن مىگويد و يا طبقات مختلف مشركين را مخاطب قرار مىدهد همين سبك را پياده مىكند و در استدلال ، تنها دانشمندان و يا فلاسفه را در نظر نمىگيرد . مثلا در سورهء حج آيهء 73 مثال محسوس و معقولى براى همهء انسانها
هامش
( 1 ) - بقره / 258 .
عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 183 | السيد مرتضى العسكري