و چون او را آوردند ، از او پرسيدند :
أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هذا بِآلِهَتِنا يا إِبْراهِيمُ ( ) قالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ
آيا تو با خدايان ما چنين كردى ؟
ابراهيم در مقام احتجاج گفت : بلكه اين كار را بزرگ آنها كرده است . شما از اين بتها سؤال كنيد ، اگر سخن مىگويند .
دليل ابراهيم در حد قاطع ترين دليل روشن پيروز شد . مشركان در خود فرو رفتند و با خويشتن گفتند :
إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ
شما ستمكار هستيد نه ابراهيم كه آنها را در هم شكسته است .
پس سرها به زير افكندند و جوابى نداشتند كه بدهند چه ، به خوبى مىدانستند كه بتها سخن نمىگويند ! آنان از مقابله با دليل ابراهيم ( ع ) درمانده شدند از آن جهت كه بتها در دفاع از خويشتن درمانده و ناتوانند ، چه رسد كه بتوانند سودى به مردم برسانند ! لذا
فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ
. . .
قالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْياناً فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ
( بعد از اينهمه نصايح و اندرز ابراهيم ) باز قوم جز آنكه گفتند : او را بكشيد و در آتش بسوزانيد ، پاسخى ندادند . . . قوم ( حجت و برهانش را نشنيده گرفتند و ) گفتند : بايد بر او آتشخانهاى بسازيد و او را در آتش بسوزانيد .
و گفتند :
حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ ( ) قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ ( ) وَ أَرادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَخْسَرِينَ
او را بسوزانيد و خدايان خود را يارى كنيد اگر ( به رضاى خدايان ) كارى خواهيد كرد . ( آن قوم آتشى عظيم بر افروختند و ابراهيم را در آن افكندند ) ما خطاب كرديم كه : اى آتش ! بر ابراهيم سرد و سلامت باش . آنان در مقام كيد و كينهء او بر آمدند و ما كيدشان را باطل كرده ، آنها را به زيان انداختيم .
3 - ابراهيم و طاغوت زمانش
ابراهيم ( ع ) بر طاغوت زمانش نمرود كه - چون گسترهء حكومتى وسيعى را در دست داشت - مدعى ربوبيت بود احتجاج كرد . خداوند مىفرمايد :
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ