و ثانيا : يك ترك اولى از انبياء صادر شود در نظر آنها بسيار بزرگ است و مكرر گفتهايم كه توهم نشود ترك اولى فعل مكروهى باشد با عبادات بزرگ هم سازش دارد مثلا جناب عالى در يك موقع ده نوع عبادت ميتوانيد بكنيد بايستيد نماز بگذاريد يا مشغول بذكر شويد آن هم انواع اذكار از تهليل و تحميد و تسبيح و تكبير و ساير اذكار ، يا مشغول بتلاوت قرآن آن هم سور مختلفه قرآن ، يا اشتغال بمطالعه علوم دينيه ، يا اشتغال بتدريس يا منبر يا ارشاد جاهل ، يا صله رحم يا عيادت مرضى يا قضاء حوائج مؤمنين و امثال اينها و هر كدام هم ثواب مخصوصى دارد اگر افضل آنها را گذاشت و غير افضل را اختيار كرد ترك اولى كرده است .
و ثالثا : ذنب انبياء نسبتهايى كه كفار به آنها ميدادند از جنون و سحر و كذب و افترا و غفران آنها اين است كه خداى متعال از نظر آنها ببرد يا به اين كه ايمان آورند و بفهمند كه اين نسبتها ناروا بوده يا هلاك شوند كه ديگر اين نسبتها را ندهند مراد ذنب در نظر كفار است .
وَ لِوالِدَيَّ
كه گفتيم : يكى از شرايط نبوت و وصايت اين است كه نسب آنها تا آدم ابو البشر پاك تمام مؤمن و صالح يا از انبياء بودند يا اوصياء يا صلحاء ، و گفتيم :
نسب پيغمبر اسلام تا آدم پنجاه و يك واسطه است سه هفده كه هفده آنها انبياء بودند و هفده اوصياء و هفده صلحاء .
وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً
براى اخراج مثل زن نوح و پسر نوح و امثال اينها از كفار كه داخل بيت نوح ميشدند .
وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ
جمع محلى بالف و لام افاده عموم دارد شامل از زمان آدم تا آخر دنيا مىشود و همين براى مؤمنين بس است كه مثل انبياء و ائمه براى آنها طلب مغفرت كنند كه بالقطع و اليقين دعاء آنها مستجاب است بالاخص در حق غير فقط بايد ترسيد كه خداى نخواسته معاصى باعث زوال ايمان نشود : ( اللهم امتنا مؤمنا صالحا و اجعل عاقبة امرنا يسرا )
وَ لا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَباراً
قبلا گفت :
وَ لا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا ضَلالًا
در اينجا ميگويد