تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
7 - جمله
فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ
مراد از اهل مولى و مالك كنيز است و همين حكم در عبد هم جارى است كه بدون اذن موالى نميتوانند ازدواج نمايند بلى اگر ازدواج كردند سپس موالى آنها اجازه كردند اشكالى ندارد و تا اجازه نيايد نزديك ديگر رفتن حرام است . 8 - جمله
وَ آتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ
مراد مهر و قرارداد است كه آن هم بايد بنظريه مولاى آن باشد ، و تعبير باجر بمناسبت آنكه خود مملوك مولى است و استفاده از نكاح استفاده از ملك او است و مهر مال الاجاره ملك است و اينهم به خود او بدون اذن مولى نميشود داد بلكه بايد بمولى رد نمود العبد و ما فى يده كان لمولاه سواء اينكه قائل شويم كه عبد مالك چيزى مىشود يا نه بالاخره امر او با مولى است . 9 - جمله
مُحْصَناتٍ غَيْرَ مُسافِحاتٍ وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ
صفت فتيات است يعنى عفيفه باشند غير از زانيات و نه كنيزانى كه رفيق اتخاذ كردند و در سر سر نزد هم ميروند و اين هم زنا است . لكن زانيه اطلاق بر فاحشه مىشود كه علنا زنا را شغل و كسب خود قرار داده . و
مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ
زنانى را گويند كه همه جا و در نزد همه كس نميروند بلكه رفقاى خصوصى دارند و مخصوصا در دوره جاهليت فواحشى بودند كه آنها را ذوات الاعلام ميگفتند هر كه صد خواهان داشته باشد يك علم بالاى درب خانه‌اش نصب ميكرد اگر دويست بودند دو علم اگر بيشتر بود اعلامى نصب ، مثل سميه مادر زياد و مرجانه مادر عبيد اللَّه و اشباه آنها .

( تنبيه )

يكى از اهل ضلال در تحريف نمودن سوره حمد اين نحو قرائت كرده غير المغضوب عليهم و غير الضالين و اين جمله به خوبى رد او را مىكند كه خداوند