حتى اگر زن حره داشته باشد باز بخواهد كنيز را تزويج كند مانعى ندارد بلى بايد به اجازه حره باشد و اين حكم ارشادى هم غالبى است زيرا بسا مهريه حره كمتر يا مساوى با مهريه كنيز باشد بخصوص اگر كنيز شابه و جميله و بكر باشد يا مولاى او از اشراف باشد ، و مراد از ( طول ) تمكن مالى است .
2 - كلمه ( المؤمنات ) دلالت دارد بر اينكه نكاح كافره جايز نيست چه كتابيه باشد يا مشركه ، و يكى از منكرات كه امروز در بسيارى از جوانهاى اسلامى كه براى تحصيل بخارجه ميروند يك زن نصرانيه ميگيرند و تحفه خود قرار ميدهند و در اهل وطن خود افتخار ميكنند .
3 -
فَمِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ
مراد ملك يمين ديگران است و الا ملك يمين خود تزويج ندارد و مشروع نيست به همان ملك يمين ميتواند نزد او برود ، و اگر اولاد آورد ام ولد مىشود و احكام بسيارى دارد لكن نظر به اينكه در زمان حاضر غلام و كنيز موضوع ندارد احتياج ببيان نيست .
4 - جمله
مِنْ فَتَياتِكُمُ الْمُؤْمِناتِ
فتيات جمع فتاة بمعنى شابه است مقابل فتى كه بمعنى شاب است و بر كنيز و لو غير شابه باشد هم اطلاق مىشود و از اين جمله هم استفاده مىشود كه كنيز اگر كافره باشد نميشود تزويج نمود .
5 - جمله
وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمانِكُمْ
كنايه از اين است كه لازم نيست علم بايمان واقعى آنها همين كه به حكم ظاهر اسلام مؤمنه است كافيست و تفتيش لازم نيست .
6 - جمله
بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ
يعنى مؤمنين مساوى هستند
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ
حجرات آيه 10 ،
المؤمن كفو المؤمن
جهات دنيوى از حيث حسب و نسب و مال و منال باعث شرافت نيست
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ
حجرات آيه 13 .