هن مستأجرات
و بر مهر در عقد دائم خلاف ظاهر است و به بيان واضح اينكه مهر عوض بضع است در واقع معاوضه مىشود مرد مالك بضع مىشود و زن مالك مهر و اين در دائم است ولى در متعه مجرد انتفاع است و مالى كه بزن ميدهند عوض انتفاع است مثل مال الاجاره كه عوض انتفاع از عين مستأجره است .
و نيز از قرائن جمله بعد
مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسافِحِينَ
است يعنى بطريق زنا با زنهاى اهل كتاب نباشد بلكه بطريق مشروع ، و در موضوع زنا زانيه تمليك بضع نميكنند بلكه عوض انتفاع ببضع ميگيرد پس بطريق مشروع هم عوض انتفاع است نه تمليك .
و جمله بعد
وَ لا مُتَّخِذِي أَخْدانٍ
كه اتخاذ خدن هم از روى رفاقت و صداقت و دوستى است و اين هم قسم از زنا است و وجهى هم كه ميگيرد از اين باب است
( مقام سوم )
جمله
وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ
اشكال - كافر اصلا عملى ندارد كه حبط شود و سرمايه ندارد كه خسران يابد زيرا شرط صحة كليه اعمال ايمان است .
جواب - اين خطاب متوجه بمؤمنين است كه اگر مخالفت اين دستورات را كرديد و به اينها كافر شديد اعمال سابقه در زمان ايمانتان حبط مىشود و سرمايه ايمان شما از دست ميرود ، و اشكال به اينكه عملى كه واقع شد صحيحا چگونه حبط مىشود گذشت كه همان نحوى كه ايمان شرط صحت اعمال است موافات كه بقاء ايمان تا آخر عمر باشد هم شرط است كه اگر تبديل بكفر شد كشف مىشود كه از اول صحيح نبوده .