كسانى كه ميگيرند كفار را دوست و ناصر و معين خود از غير مؤمنين آيا طلب ميكنند از نزد كفار عزّت و بزرگى را پس بدانند كه محققا جميع انحاء عزّت اختصاص به خداوند دارد هر كه را بخواهد عزيز مىكند و هر كه را بخواهد ذليل
وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ
آل عمران آيه 36 .
الّذين صفت منافقين است كه ظاهر مسلمان و باطن كافر
يَتَّخِذُونَ
اخذ بمعنى دوستى و رفاقت با آنها است الكافرين و آنها را دوست خود پنداشتن ( اولياء ) ولىّ دوست و ناصر و معين و صاحب اختيار است كه در تحت اطاعة كفار ميروند و تصور ميكنند كه آنها اينان را عزت و شوكت و رفعت ميدهند ، آنها در گرفتاريها به او كمك ميدهند و او را نجات ميدهند
مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ
يعنى با مؤمنين آميزش و محبت و رفاقت نميكنند و آنها را دوست و ناصر خود نميپندارند
أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ
استفهام انكاريست مثل
أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ
نمل آيه 64 ، ابتغاء بمعنى طلب و تحصيل است ، عندهم نزد آنها يعنى تصور ميكنيد كه عزة نزد كفار است چنانچه امروز بسيارى با كفار و ظلمه آميزش دارند بطمع مال و جاه كه از پرتو آنها بهرهمند شوند و با اهل ايمان و تقوى و علماء كنارهگيرى ميكنند و آنها را خوار و خفيف ميپندارند غافل از اينكه للباطل جولة و للحق دولة .
فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً
خداوند تمام عزة بدست او است
لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ
عزتش غير متناهيست و تمام مخلوقات در جنب قدرتش ذليل و خوار هستند و بخاصان خودش عنايت ميفرمايد
وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ
منافقين آيه 8 .