كماليه و صفاتى كه بر سلب عيب و نقص دلالت دارد صفات جلاليه و صفاتى كه بر صدور فعلى دالّ است صفات جماليه نامند قسمت سوّم اسماء ذات است و آنها سه اسم است :
« هو » كه بر مقام عيب الغيوبى ذات دلالت دارد كه محال است ممكن به آن پى برد « حق » كه بر وجوب وجود دلالت دارد يعنى ذاتش واجب الوجود و وجود صرف و صرف وجود است و فرض عدم بر او محال است « اللَّه » كه علم است براى ذاتى كه مستجمع جميع كمالات و منزّه از همه عيوب و نواقص باشد و لذا اين اسم مختصّ بذات مقدّس اوست زيرا غير او نه جامع جميع كمالات است و نه منزّه از همه عيوب و نواقص است و از اينجهت اين اسم دلالت بر جميع اسماء الهى دارد و اسماء حق توقيفى است يعنى بايد از طريق شرع رسيده باشد تا بتوان بر خداوند اطلاق نمود و اطلاق نامى بر خداوند هر چند دلالت بر كمال يا سلب نقصى داشته باشد بدون ورود از شرع جايز نيست مانند اطلاق علّت يا علّت العلل كه در لسان حكما است « 1 » و يا اطلاق عاشق و معشوق كه در لسان عرفاء است « 2 » « اللَّه » مأخوذ از إله بمعنى عبد و إله بمعنى معبود است و اين معنى اشاره بمقام معبوديّت حقّه ذات اقدس بارى است كه تمام ممكنات سر تعظيم و
هامش
( 1 ) . زيرا علت تأثرش در معلول ذاتيست و اختيارى نيست و خداوند فاعل مختار است بلكه اطلاق قدرت هم بر علت نميشود چون علت قدرت بر ترك ندارد و انفكاك محال است بين علت و معلول
( 2 ) . زيرا عشق نوعى از جنونست و مخالف عقل است و لذا در دعاء كميل است
( و اجعلنى بحبك متيما )
نه عاشقا