تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
مىكند و همين معنى در موارد متقدمه ظاهر است بلكه مناسب با استعاذه قبل از قرائت نيز همين معنى است و اسم مأخوذ از سموّ بمعنى رفعت و بلندى است بدليل مشتقّات آن مانند اسماء و سمّى و تسمية و غير اينها نه اينكه مأخوذ از وسم بمعنى داغ و علامت باشد چنانچه بعضى توهّم كرده‌اند ، و مراد لفظى است كه بر مسمّى دلالت مىكند و از براى خداوند اسمهاى بسيار است چنانچه ميفرمايد
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى
« 1 » ( بگو اللَّه را بخوانيد يا رحمن را بخوانيد ، هر كدام را بخوانيد ، براى خدا است اسمهاى نيكو ) و در بعض اخبار هزار و يك اسم و در برخى ديگر سيصد و شصت اسم براى خدا ذكر شده و در قرآن مجيد هفتاد اسم مذكور است ، و همه اسماء الهيّه از سه قسم بيرون نيست : قسمت اوّل اسماء صفات است كه دلالت بر وجود صفت كمالى يا سلب نقصى دارد مانند عليم و قدير « كه اسماء ذات اضافه‌اش گويند » و حىّ و علىّ و قديم « كه اسماء غير ذات اضافه‌اش نامند » و مانند سبّوح و قدّوس كه دلالت بر تنزيه بارى از صفات عيب و نقص دارد و اين صفات ، صفات ذاتيّه و عين ذات است نه زائد بر ذات چنانچه اشاعره توهم كرده‌اند و تحقيق آن ذكر خواهد شد انشاء اللَّه تعالى قسمت دوم اسماء افعال است كه بر صدور فعلى از خداوند دلالت دارد مانند رحمن و رحيم و خالق و رازق و امثال اينها و باعتبار ديگر صفاتى كه بر ثبوت كمالى در خداوند دلالت دارد صفات
هامش
( 1 ) سوره اسرى آيه 110