( از مجرمان ميپرسند كه چه چيز شما را در دوزخ آورد ؟ گويند ما از نمازگزاران نبوديم و اطعام مسكين نمىنموديم « زكات نميداديم » و با فرو روندگان در كارهاى زشت فرو ميرفتيم و روز جزا را دروغ ميشمرديم تا اينكه مرگ ما فرا رسيد ) كه صريح است در اينكه اينان از زمرهء مؤمنين و باور كنندگان روز جزا خارج بودهاند و در آيه دوم بعد از كلمه
« وَ لا شَفاعَةٌ »
ميفرمايد
« وَ الْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ »
كه از اينجمله معلوم ميگردد كسانى كه شفاعت براى آنان نيست كافرانند و ضمنا استفاده مىشود كه مراد از ظالمين در آيه سوم نيز كفارند ثانيا در مقام اطلاق نيست بلكه قدر متيقّن دارد كه همان كفّار و معاندين باشند ثالثا بر فرض كه اطلاق داشته باشد آيات قبل مقيّد اطلاق اينها است و امّا اشكالى كه بعضى نمودهاند كه اگر كسى استحقاق عذاب ندارد محتاج بشفاعت نيست و اگر مستحق عذاب باشد و خدا بخواهد بدوزخ برود شفاعت چه معنى دارد ، بىپايه و سست است براى اينكه اولا نقض ميكنيم ببليّات دنيوى كه اگر اين شخص بايد مريض و مبتلا و گرفتار باشد دعا و طلب شفاء و رفع ابتلا چه معنى دارد و اگر بناست شفا پيدا كند احتياج بدعا ندارد و ثانيا استحقاق عذاب منافى با قابليت رحمت و تفضل نيست و نفس شفاعت نوعى از تفضل در حق شفيع و مشفوع له است و ثالثا شفاعت تنها طلب نجات از عذاب نيست بلكه ارتفاع درجه و رتبه را هم شامل است از اينجهت انبياء و اولياء هم محتاج بشفاعتند علاوه بر اينكه اخبار كثيره و متواتره بتواتر اجمالى در مورد شفاعت وارد شده كه ذكر آنها موجب