ولى اظهار نكند و شايد اين باشد كه ملائكه جهات فساد را مىدانستند ولى از جهات صلاح آن غافل بوده و توهم كردند كه خلقت آن خلاف حكمت است ولى خداوند عالم بجهات صلاح وجود بشر مىباشد و ميداند كه مصالح و فوائد وجودى اين موجود بمراتب از جهات فساد آن بيشتر است و ملائكه غافل بودند كه در نوع بشر افرادى بوجود مىآيند كه در حقيقت مظهر صفات حق مىباشند مانند انبياء و اولياء و صلحاء مخصوصا وجود مبارك پيغمبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و ائمه طاهرين كه غرض از خلقت عالماند البته چنان كه در موضوع افعال حق اشاره شده است فعلى كه جهت صلاح آن بر جهت فسادش زيادتى داشته باشد موافق حكمت است
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 34 ]
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ ( 34 )
( و زمانى كه بملائكه امر كرديم كه بآدم سجده كنيد پس سجده كردند مگر شيطان او رو گرداند از فرمان ما و تكبر نمود و از جمله كفار گرديد ) بحث در اين آيه در چند موضع ذكر مىشود :
( موضع اول )
در سجده ملائكه بر آدم : عدهاى از مفسرين گفتهاند كه آدم قبله ملائكه بود