و بنا بر اين پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و ائمه اطهار عليهم السلام عالم بعلم غيب هستند يا نيستند بحثى است زائد چه اگر منظور اين باشد كه ايشان عالم باشند به آنچه خدا عالم است كه اين امريست محال چه علم خدا غير متناهى است و علم ايشان متناهى و تا آنجا عالمند كه خدا به آنها افاضه كرده باشد بلى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و امام عليه السّلام دانا هستند به آنچه بر ساير مردم پوشيده است و آنچه از مجموع اخبار استفاده مىشود « 1 » علم پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و ائمه طاهرين نسبت بعلم خدا مانند نهرى است كه بدريايى متصل و دائما از درياى علم خدا به آنان افاضه مىشود مانند وجود منبسط نزد حكماء كه آن را امر ربطى بين حقّ و مخلوقات مىدانند و سرتاسر موجودات را فرا گرفته است .
( امر چهارم )
در جمله
« ما تُبْدُونَ وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ »
:
بدا نسبت بمخلوق و خالق داراى دو معنى است نسبت بمخلوقات ظهور بعد از خفاء است و نسبت به حق اظهار بعد از اخفاء و بدا در تكوينيات مانند نسخ در تشريعيات است و همين امر موجب شده است كه عامه منكر بدا شدهاند بملاحظه معناى اول ولى خاصه قائل به بدا هستند بملاحظه معناى دوم چنان كه يهود و نصارى منكر نسخاند به لحاظ معناى اول و مسلمين قائل به آن هستند با توجه به معناى دوم و مشروحا اين بحث را در جلد اول كلم الطيب از ص 192 تا ص 195 ذكر كردهايم و ابداء همان معنى دوم را دارد يعنى اظهار و شايد اظهار ملائكه بان باشد كه گفتند
أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ
يا آنكه گفتند
لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا
و ممكن است ما را موصوله گرفته در اين صورت مفيد عموم است چنانچه
« وَ ما تَكْتُمُونَ »
هم همين معنا را دارد و كتمان چيزى است كه در قلب باشد
هامش
( 1 ) . رجوع بكافى كنيد در ابواب علوم ائمه ( ع )