ثابت مىكند . و امّا كسى كه بهرهء از عربيت و علم فصاحت و بلاغت داشته و كلمات فصحاء و بلغاء عرب را تتبّع نموده و آيات قرآن را با آنها مقايسه كند فصاحت و بلاغت ، روانى و سلاست ، شيرينى و ملاحت قرآن به خوبى براى وى ظاهر مىشود و درمىيابد كه هيچ كلامى از فصيحترين شعراء و خطباء عرب حتى كلمات ديگر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از مواعظ و خطب و كلمات قصار و همچنين خطب نهج البلاغة و كلمات ساير ائمه اطهار صلوات اللَّه عليهم اجمعين ( با اينكه در كمال فصاحت و بلاغت بوده بحدّى كه درباره خطب نهج البلاغه گفته شده « فوق كلام المخلوق و دون كلام الخالق » ) در مقابل قرآن عرض اندام نميتواند بكند و اگر جملهء از قرآن در ميان صدها جمله از كلمات ديگران قرار گيرد مانند بدر در ميان ستارگان مىدرخشد ، و اين حقيقتى است راجع بمجموع الفاظ و معانى قرآن بطورى كه اگر اين معانى را در قالب الفاظ ديگر بريزند و يا تحريف و تبديلى در كلمات آن بدهند سلاست و حلاوت خود را از دست ميدهد ( مثل اينكه قرآن را بزبانهاى ديگر ترجمه ، و يا كلمات آن را بكلمات مرادف و جمل آن را بجمل مشابه تبديل نمايند و يا جاى بعض كلمات را عوض كنند مثلا صفاتى را كه براى خدا در آخر آيات ذكر ميشوند جابجا سازند ، عزيز حكيم را بجاى حميد مجيد و غفور رحيم را مكان سميع بصير بگذارند و نحو اينها زيرا هر كدام مناسب و مرتبط با مطلبى است كه در ضمن آيه بيان مىشود در صورتى كه جابجا شود نسبت بمطلب آيه نامربوط ميگردد ) و اين خود دليل واضحى است بر اينكه در قرآن تحريفى رخ نداده است .
در خطابهايى كه به حضرت ختمى مرتبت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در قرآن مىشود حضرتش را بصفاتى مخاطب قرار ميدهد كه مناسب مأموريت اوست آنجا كه مأمور به تبليغ است يا ايّها الرسول گفته مىشود ، آنجا كه مأمور بتقوى و تربيت ازواج است
اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 44
مساهمون: السيد عبد الحسين الطيب
ص٤٤