كنندگان بوده و براى ديگران دليل بر اثبات نبوت نيست مگر اينكه بطريق تواتر يا از راه قطع ثابت شود مانند عصاى موسى و يد بيضاء و احياء موتى و تسبيح سنگريزه و امثال اينها ولى قرآن براى هر زمان و هر كس تا دامنه قيامت معجزه بودن آن باقيست 3 - قرآن هر سوره و هر آيه آن عليحده معجزه است بخلاف ساير معجزات 4 - اغلب معجزات بلكه جميع آنها از يك جهت معجزهاند ولى قرآن از جهات متعدده معجزه است كه ذيلا به آنها اشاره مينمائيم اوّل از جهت فصاحت و بلاغت و حسن اسلوب « 1 » چون مردم از حيث معارف و معلومات و رشتههاى ترقى و تعالى در ازمنه مختلفه متفاوتند لذا حكمت الهى مقتضى بوده كه در هر دوره و زمان معجزه پيغمبرانش را نظير همان رشتهاى كه مردم در آن مهارت دارند قرار دهد تا حجت بر آنها تمامتر باشد چنانچه در زمان حضرت موسى كه فنّ سحر رواج كامل داشت و اهل فنّ سحر را از غير سحر به خوبى تميز ميدادند معجزه آن حضرت را عصا قرار داد تا خبره فنّ از اتيان به مثل آن عاجز شده اقرار بمعجزه بودن آن كنند و بر سايرين حجت تمام شود و همچنين در زمان حضرت عيسى كه علم طب رونق بسزايى داشت معجزه حضرت عيسى را مرده زنده كردن و كور و كر مادر زاد و ابرص را شفا دادن قرار داد كه بر اطباء و ديگران معلوم شود كه اين قسمت خارج از حدود طب بوده و خارق عادت و دليل بر صدق مدعاى آن حضرت است و حجت بر آنان تمام باشد
هامش
( 1 ) . فصاحت و بلاغت عبارت از سلاست كلام و ارتباط معانى با يكديگر و حسن تنظيم كلمات و حروف و موافقت كلام با فطرت و نداشتن تكلف در افاده مقاصد و به آسانى وارد شدن معانى در خاطر و استعمال كردن الفاظى كه شايسته افاده معانى مقصوده باشد .