تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
و امّا زمان بعثت حضرت ختمى مرتبت چون قسمت جزيرة العرب از هر گونه علم و كمال خالى بود نه بهرهء از معارف حكمى و نه سهمى از اخلاق انسانى و نه نصيبى از علوم و صنايع مادى داشتند لذا اگر معجزهء از قبيل معجزه موسى و عيسى عليهما السلام براى آن حضرت قرار داده ميشد عامّه مردم نميتوانستند تميز دهند و توهم سحر و صنايع غريبه و امثال اينها درباره آن ميشد و بالاخرة حجت كاملا بر آنان تمام نبود ، و تنها چيزى كه عرب جاهليت در آن مهارت بسزا و يد طولايى داشت فنّ فصاحت و بلاغت و ادب عربى بود كه در آن باوج ترقى و تعالى و سر حدّ كمال و عظمت رسيده بودند و باندازهء اهميت داشت كه در مواسم حج و مواقع ديگر مجالس و محافلى تشكيل داده و شعراء بزرگ و خطباء سترگ در آنها شركت كرده و اشعارى را كه گفته بودند انشاد نموده و با يكديگر مقايسه و بر يكديگر مفاخره و مباهات ميكردند و هر قصيدهء كه افصح و ابلغ بوده انتخاب نموده بر كعبه ميآويختند تا در موسم حج قبائل مختلف عرب آن را مشاهده نموده موجب بلند نامى و شهرت و عظمت آنها گردد در چنين عصرى حكمت اقتضاء كرد كه خداوند معجزه پيغمبر خاتم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را از قبيل همين قرار دهد تا بفهمند كه اين طرز كلام از قدرت بشر خارج بوده تصديق برسالت حضرتش نموده راه عذرى براى آنان باز نباشد ، و در خود قرآن مكرّر در مقام تحدى برآمده و با صداى رسا بهمگان اعلان نموده كه اگر شك دارند كه اين كلام خداست كه بر پيغمبرش نازل شده مانند آن را بياورند . و نخست معارضه به مثل فرموده
قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً
« 1 » و سپس تنزّل
هامش
( 1 ) . آيه 91 سوره اسراء ( بگو اگر آدميان و طايفه جن جمع شوند براى اينكه مانند اين قرآن را بياورند نتوانند اگر چه بعضى از آنان پشتيبان بعض ديگر باشند )