منوّر گردانيده است ولى منافقين از آنجايى كه خبث طينت آنان عائق و مانعى است كه بتوانند نور حق را مشاهده كنند و گوش آنان عاجز است از شنوايى دستورات مقدس اسلام در ظلمات جهل و نفاق خود غوطهورند و براى اينكه با همان اخلاق زشت جاهليّت مأنوس باشند انگشت در گوش خود گذارده كه مبادا شنيدن آيات عذاب الهى و نويدهاى بد فرجامى كه نتيجه اعمال آنان است از دهان پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم گفته مىشود ايشان را شكنجه دهد غافل از اينكه خداى عالم باعمال و رفتار آنان احاطه داشته و قادر است كه همه آنان را بكيفر اعمالشان معذب نمايد پس منافقين نميتوانند از باران رحمت رسالت مانع شوند و ظلمات فتن و كفر و زندقه آنان را احاطه نموده و همين طور كه زمينهاى شوره از بارانهاى نافع سودى نبرده و بلكه نتيجة نزول باران در آن زمينها سبب ازدياد خار و خس مىشود وجود مبارك پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و آيات بينات قرآن علاوه بر اينكه در دل منافقين تأثيرى نمينمايد بر كفر و الحاد ايشان مىافزايد .
( تنبيه )
از بيان بالا استفاده مىشود كه منافقين صدر اسلام چرا نتوانستند از كلمات حكمتآميز پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در شئون مختلف و مخصوصا در امر ولايت استفاده كنند و با اينكه برأى العين مناقب و فضائل اهل بيت عصمت را ديده و عظمت مقام و علو جاه آنان را از زبان پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مىشنيدند باز هم از نور ولايت آنان استفاده نكرده و در ظلمت بىايمانى غوطهور شدند تا جايى كه بنى اميّه كه مجسّمه نفاق بودند با اين آيات بزرگ خدايى از در خصومت برخاستند و كمر بقتل و نابودى آنان بستند ولى غافل بودند كه وعده خدا حقّ است !
وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ