مفسّرين در مقام جواب گفتهاند كه الّذى براى جنس و يا بمعنى الّذين است و استشهاد نمودهاند به آيه
وَ خُضْتُمْ كَالَّذِي خاضُوا
« 1 » ولى اين جواب تمام نيست زيرا در اين صورت بايد كلمه استوقد و حوله نيز استوقدوا و حولهم گفته شود و تحقيق در جواب اينست كه خداوند در اين آيه ميخواهد هم حال منافقين را بيان نمايد و هم حال مستوقد نار را ، و اگر بطور جداگانه بيان مينمود تكرار كلام و طول آن لازم مىآمد و از فصاحت خارج ميشد بنا بر اين در يك عبارت حال هر دو - طرف ( مثل و ممثّل ) را بيان فرموده و اين كمال فصاحت را مىرساند و تقدير چنين است « ذهب اللَّه بنور المستوقد و كذا المنافقين و تركهم فى ظلمات و هم لا يبصرون » و كلمه ذهب در
« ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ »
بباء تعديه متعدّى شده و با اذهب كه بوسيله باب افعال متعدى مىشود در موارد استعمال فرق دارد ، زيرا اذهب در جايى استعمال مىشود كه فاعل همراه مفعول مباشر فعل باشد مثلا گفته مىشود « اذهبت زيدا عند الامير » يعنى زيد را نزد امير بردم كه فاعل همراه مفعول بوده و اگر گفته شود « ذهبت بزيد عند الامير » يعنى زيد را نزد امير روانه كردم و فرستادم كه فاعل همراه نبوده و آيه شريفه از اين قبيل است و نور بمعنى روشنايى است و بعضى گفتند اگر روشنايى ذاتى باشد از آن بضياء تعبير ميكنند و اگر عرضى و از غير باشد نور بر آن اطلاق مىشود چنانچه در آيه شريفه ميفرمايد
جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً
« 2 » و بعضى گفتند ضياء بشدّت نور اطلاق مىشود و به همين آيه استشهاد نمودند ، ولى هيچيك از اين دو قول صحيح نيست زيرا نور بر خدا اطلاق مىشود
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 3 » با اينكه نور حق ذاتىّ و اشدّ انوار است ، و تحقيق اينست كه ضياء در جايى اطلاق
هامش
( 1 ) . سوره توبه آيه 70
( 2 ) . سوره يونس آيه 5
( 3 ) . سوره نور آيه 34