تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
( يعنى صفت بهشتى كه به پرهيزكاران وعده داده شده ) و مانند آيه شريفه
ذلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْراةِ
« 1 » يعنى ( اين صفت ايشان در توراة است ) دوم بمعنى شبيه است مانند آيه شريفه
بِما ضَرَبَ لِلرَّحْمنِ مَثَلًا
« 2 » يعنى ( بواسطه اينكه براى خدا شبيه قرار ميدهند ) سوم بمعنى حكايت عجيب است كه براى عبرت گرفتن نقل كنند چنانچه راغب اصفهانى در كتاب ذريعه گويد « هر كلامى كه گفته شود بر وجه مثل براى اعتبار نه جهت اخبار ، كذب نيست حقيقة ، و لذا اشخاصى كه كمال تحرز از كذب را دارند تحاشى از آن ندارند مثل اينكه در مقام مدارا با دشمن و خدمت پادشاهان مثل زدند : شيرى و گرگى و روباهى با هم مصاحبت كردند و چند صيد بدست آوردند ( شترى و خرگوشى و آهويى ) شير گفت اينها را قسمت كنيد ، گرگ گفت قسمتش معلوم است شتر سهم شير ، آهو سهم من ، خرگوش سهم روباه ، شير به او حمله كرد و بدنش را مجروح نمود ، سپس از روباه پرسيد تو قسمت كن ، گفت قسمتش معلوم است شتر براى نهار شما و آهو براى شام و خرگوش براى صبحانه ، شير گفت اين علم را از كجا آموختى ؟ گفت از لباس سرخى كه به بدن گرگ ديدم . و گفتند مراد از مثل در آيه شريفه معنى سوم است و خداوند حكايت حال مستوقد نار را براى اعتبار منافقين ذكر ميفرمايد ، ولى بايد توجه داشت كه امثال قرآن بر خلاف اين گونه امثال محقق الوقوع بوده و كذبى در آنها راه ندارد و ممكن است مثل را در اين آيه بمعنى دوم گرفت يعنى حال منافقين شبيه بمستوقد نار است كه بمحض اينكه اطراف او روشن مىشود آتش او از بين ميرود . و كلمه الّذى موصول مفرد مذكر است و ضمير « حوله » به آن برميگردد و بعضى از معاندين اشكال كرده‌اند كه بايد كلمات بنورهم و تركهم و لا يبصرون در آيه به صورت مفرد مذكر باشد و اين را يكى از اغلاط قرآن شمرده‌اند و بعضى از
هامش
( 1 ) . سوره محمد آيه 29 ( 2 ) . سورة الزخرف آيه 16
اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 412 | السيد عبد الحسين الطيب