[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 10 ]
فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ ( 10 )
( در دلهاى ايشان بيمارى است پس خداوند بيمارى آنان را افزون كند و براى آنان شكنجه دردناك است بواسطه اينكه دروغ ميگفتند ) تفسير اين آيه در چند مقام بيان مىشود :
مقام اول
در تفسير
« فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ »
و بيان مرض قلبى :
انسان مركّب از دو جنبه است يكى ظاهرى كه عبارت از بدن اوست و ديگرى باطنى كه عبارت از روح اوست و در لسان قرآن و اخبار از آن بقلب و گاهى بروح و نفس ، و در لسان حكاء بجوهر مجرّد و نفس ناطقه و عقل و گاهى بلطيفه ربّانى و جوهر ملكوتى تعبير مىشود و اين روح از عالم امر و مجرّد از ماده و صورت و ببقاء الهى باقى است و فنا و زوالى بر آن نيست و در كلم الطيب در اول مبحث معاد در اثبات تجرّد و بقاء آن و ساير مباحث متعلّق آن بحث نمودهايم ، و همين طور كه براى بدن امراضى است كه مورث نقص و عيب و فتور در اعضاء و موجب الم و درد ميگردد چشم و گوش و زبان و شامه و دست و پا و ساير اعضاء و جوارح بامراض گوناگون مبتلا ميشوند و انسان بايد در مقام معالجه از آنها برآيد و بطبيب رجوع كند تا مرض را تشخيص و دوا و غذاى مناسب به او دهد و از موجبات مرض امر بپرهيز و جلوگيرى كند تا بهبودى حاصل شود ، و علم طبّ متكفّل تشخيص اين گونه امراض و تعيين دوا و غذا و طريق معالجهء آنهاست براى روح هم امراضى است كه عبارت از اخلاق رذيله و صفات خبيثه و ملكات ناپسنديده است و موجب نقص و عيب و فتور آن مىشود ، چشم روح حقايق را نمىبيند ، گوش روح مواعظ را استماع نميكند ، زبان روح به حق و حقيقت اقرار