تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
موجب سخط خالق است و چنين كسى سخط خالق را برضاى مخلوق ميخرد . اما اثبات شريك : بعضى از مردم چون بسيارى از معاصى را مرتكب شده و اموال مردم را از راه حرام ميخورند و از طرفى چون و جدان آنها ناراحت و از زبان مردم نيز در امان نيستند براى خود عذر و مجوز ميتراشند مثلا ميگويند علماء و آنها كه با كتاب و قرآن سر و كار دارند ، اين كارها را مرتكب ميشوند ، ما كه جا دارد و از اين قبيل اقاويل و گفتارهاى بىپايه و باطل بهم بافته و اعمال زشت خويش را توجيه ميكنند ، ولى اين اعتذارى بيهوده و باطل است زيرا كفر كافر و فسق فاسق هر كه باشد مجوز كفر و فسق كسى نميشود و اگر غرض اقتداء و تأسّى به ديگران است چرا باعمال خوب صلحاء و نيكان و پيشوايان دين از انبياء و ائمه طاهرين اقتداء نميكنند . چنانچه در قرآن كريم ميفرمايد
لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ
« 1 » و در آيه ديگر ميفرمايد
فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ
« 2 » بلكه يكى از حكمتهاى اينكه خداوند پيشوايان دين را معصوم قرار داده براى همين است كه نقطه ضعفى كه ديگران مجوز اعمال زشت خود قرار دهند در آنها نباشد اما مرافقه اقران : آن هم خريدن رضاى مخلوق بسخط و غضب خالق است . اما مبادرت بغيبت كسى نمودن بتخيّل اينكه او ميخواهد غيبت وى را بكند اينهم درست نيست زيرا از كجا معلوم است كه او غيبت وى را بكند ، و اگر غيبت نمود از كجا كه در مستمع تأثير كند و بر فرض تأثير از كجا كه اين غيبت تو رفع تأثير آن را بكند ، و با تمام اينها معصيت او مجوز معصيت تو نخواهد شد . اما غيبت نمودن به منظور تكذيب گفتارى كه ممكن است بعد از اين درباره تو بگويد ، اين نيز خطاست چه آنكه شايد او نگويد تا احتياج بتكذيب تو پيدا كند و بر فرض گفتن اگر غيبت نكنى و بعد از گفتن او تكذيب نمايى در قلب سامع اوقع باشد زيرا ديگر حمل بر غرض و عداوت نميشود . اما پنج سبب اخير كه عبارت از رحمت و حزن و اغتمام و تعجّب و غضب باشد
هامش
( 1 ) سوره احزاب آيه 21 ( 2 ) سوره انعام آيه 90