و نيز ميفرمايد
لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ
« 1 » ( هيچ تر و خشكى نيست جز اينكه در كتاب مبين است ) و نيز ميفرمايد
يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ
« 2 » ( ميخواهند بدهانهايشان نور خدا را خاموش كنند ، و خدا نور خود را تمام و كامل مىكند هر چند مشركان كراهت داشته باشند ) و از امير المؤمنين عليه السّلام روايت شده كه فرمود
« اعلموا علما يقينا لم يجعل للعبد و ان عظمت حيلته و قويت مكيدته و اشتدّت طلبته اكثر ممّا سمّى له فى الذكر الحكيم » « 3 »
( بعلم يقين بدانيد بيش از آنچه در قرآن معين شده از براى بندهء قرار داده نشده هر چند چارهانديشى او عظيم و مكر او قوى و حس طلب او شديد باشد ) و از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود
« ما من قبض و لا بسط الّا و له فيه قبض او بسط و ما امر اللَّه به او نهى عنه الّا و فيه له جلّ و علا ابتلاء و قضاء » « 4 »
( هيچ بستن و گشودنى نيست جز اينكه در آن براى خدا قبض و بسطى است و به چيزى خدا امر نكرده و از چيزى نهى نفرموده جز اينكه براى خداى جل و علا در آن آزمايش و امتحان بنده و جارى شدن قضاى او است ) و نيز از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود
« لا يكون شيئى فى الارض و لا فى السماء الّا بهذه الخصال السبع ، بمشيئة و ارادة و قضاء و قدر و اذن و كتاب و اجل ، فمن زعم انه يقدر على نقص واحدة فقد كفر » « 5 »
( هيچ چيزى در زمين و آسمان موجود نميشود جز بواسطه اين هفت چيز ، مشيّت و ارادة و قضاء و قدر و اذن و كتاب
هامش
( 1 ) . سوره انعام آيه 9 وجه دلالت اين آيه بر بطلان تفويض اينست كه هيچ امرى نيست مگر آنكه دست تقدير در كتاب مبين ثبت فرموده و تا تقدير او نباشد تحققپذير نيست
( 2 ) . سورة الصف آيه 8
( 3 ) . كافى مجلد اول ص 152 ، از آنچه در ذكر حكيم يعنى قرآن معين شده اشاره به همان تقدير و مشيت است
( 4 ) . كافى مجلد اول ص 152
( 5 ) . كافى مجلد اول