از منكر و نماز و نظائر اينها 5 - احكامى كه در شرايع سابقه بوده و در شريعت اسلام نسخ شده و بالجمله به آنچه ثابت است كه انبياء سلف و اوصياء معصومين آنها گفتهاند بايد تصديق نمود و ايمان آورد
( مقام چهارم )
در بيان
« وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ »
: آخرة صفت موصوف مقدّر است كه تقديرش « بالدار الاخرة » و يا « بالنشأة الاخرة » مىباشد ، و تعبير از قيامت و سراى ديگر بلفظ آخرة بمناسبت اينست كه مؤخر از اين دنيا و نشأة اولى است چنانچه تعبير از اين عالم ، به دنيا براى اينست كه نسبت به آن عالم نزديكتر است و خداوند در اين جمله يك اصل از اصول اسلام كه اعتقاد بمعاد باشد ذكر ميفرمايد و ما در مجلد سوم كلم الطيب راجع بمعاد و اثبات آن و ساير خصوصياتش مفصّلا بحث نمودهايم و مجملش اينست كه اگر معاد نباشد لازم آيد خلقت بشر لغو و عبث باشد و بين مؤمن و كافر و مطيع و عاصى و ظالم و مظلوم تفاوتى نباشد و بعث رسل و انزال كتب و جعل احكام و وعد و وعيد لغو و بيهوده و اغراء بجهل باشد و غير اينها از لوازم ديگر و ظاهر اينست كه مراد از آخرة جميع وقايع بعد از دنيا از مرگ و عقبات بعد از مرگ و سؤال ملكين و ثواب و عقاب قبر و عالم برزخ تا روز نشر و حساب و كتاب و صراط و ميزان و شفاعت و خصومت و بهشت و نعم آن و دوزخ و عذابهاى آن و خلود در بهشت و جهنم و غير اينها از امورى كه قرآن و صادق مصدّق خبر داده است ، باشد و « يوقنون » از ايقان و يقين است و مراد از يقين علم جزمى است كه مطابق با واقع بوده و غفلت در آن نباشد از اينجهت در يقين چهار خصوصيت ذكر شده : اوّل اينكه مسبوق بجهل است لذا بر خداوند اطلاق نميشود ، دوم جزم و قطع در آن