تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
3 - علومى است كه به آن حضرت افاضه شده كه يك قسمت آن از لوازم رسالت است مانند عالم بودن به آنچه امت او تا دامنه قيامت به آن محتاجند و حلّ مشكلات و دفع شبهات آنها ، و اين قسمت بوجهى شامل همان قسم دوم است ، و ديگر علم به زبان آنها بلكه چون حضرتش بر جنّ و انس مبعوث است بايد به زبان جن و انس معرفت داشته باشد و بر حل مشكلات و دفع شبهات و رفع احتياجات آنها قادر باشد . و يك قسمت از فضائل و مناقب آن حضرت است مانند دانا بودن به زبان حيوانات و دارا بودن علم غيب ، از علوم ما كان و ما يكون و ما هو كائن ، و اين قسمت اخير از طريق آيات و اخبار بتواتر اجمالى ثابت محقق شده اگر چه از ظواهر بعض آيات خلاف آن استفاده مىشود مثل آيه
وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ
« 1 » ( و اگر من علم غيب ميدانستم زيادتى خير را طلب مينمودم ) و آيه
قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ
« 2 » ( بگو نميگويم نزد من خزينه‌هاى خداست و نه علم غيب ميدانم ) و آيه شريفه
قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ
« 3 » ( بگو كسانى كه در آسمان و زمينند غيب را نميدانند جز خدا ) ولى آيه شريفه
عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ
« 4 » ( خداوند عالم بغيب است و كسى را بر غيب خود آگاه نميكند مگر كسانى كه از پيغمبران كه مورد رضاى او باشند ) افاضه علم غيب را فى الجمله ببعضى از پيغمبران اثبات مىكند و پيداست كه در ميان پيغمبران مصداق اكمل و اتمّ مرتضى « پسنديده خدا » بودن حضرت ختمى مرتبت است و ميتوان آياتى را كه نفى علم غيب از پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مىكند بر اين حمل كرد كه تا از طرف حق بوى افاضة نشود نميداند چنانچه از آيه شريفه
هامش
( 1 ) . سوره اعراف آيه 188 ( 2 ) . سوره انعام آيه 50 ( 3 ) . سوره نمل آيه 66 ( 4 ) . سوره شورى آيه 52