تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
و امثال اينها يعنى معبودى حقيقت ندارد جز اللَّه ، و اين معنى هم امتناع غير و هم بر اثبات وجود خدا دلالت دارد و باصطلاح نظير ليس تامة است كه اسم و خبر نميخواهد نه ليس ناقصة و اين كلمه شريفه را كلمه توحيد و كلمه اخلاص و كلمه طيّبه مينامند و از براى آن سه نوع دلالت است مطابقى ، التزامى ، اقتضايى امّا مطابقة بر توحيد عبادتى دلالت مىكند يعنى معنايى كه مطابق با لفظ اين كلمه است اينست كه مستحق عبوديت و سزاوار پرستش اوست و بس و جز او چيزى سزاوار پرستش نيست ، در مقابل بت‌پرستان و خورشيد و ستاره‌پرستان و آتش پرستان و ساير طبقات مشركين : امّا التزاما بر توحيد ذاتى و صفاتى و افعالى دلالت مىكند زيرا لازمه سزاوار پرستش اينست كه ذاتا و صفاتا و افعالا يكى باشد چه اگر واجب الوجودى غير از او باشد آن نيز سزاوار پرستش است و نيز اگر صفات او عين ذاتش نباشند و هر صفتى غير ذات و قديم باشد آنها هم سزاوار پرستشند ، و نيز اگر خالق و رازق و منعم و مميت و و محيى غير از او باشد آن هم سزاوار پرستش است . و امّا اقتضاء بر جميع عقائد حقّه دلالت مىكند يعنى اعتقاد بتوحيد ذاتى و صفاتى و افعالى و عبادتى حق اعتقاد بساير عقائد حقه را عقلا اقتضاء مىكند زيرا پس از آنكه ثابت شد كه واجب الوجود منحصر بذات مقدس اوست و اينكه صفات او عين ذات او است و داراى همه صفات كمال و جلال و جمال است عقل حكم مىكند كه بايد عادل هم باشد و فعل قبيح و لغو از وى صادر نشود و مقتضاى عدل ، ارسال رسل و انزال كتب و جعل تكليف و راهنمايى بطريق سعادت و شقاوت و بيان احكام و جعل قيّم براى حفظ احكام و ابلاغ آنها و معاد و بهشت و دوزخ و حساب و سؤال و ساير امورى كه تركش خلاف عدل مىباشد و به همين معنى حضرت رضا عليه السّلام در حديث سلسلة الذهب اشاره فرموده كه بعد